174بنا كرده بود،آن هم بر طبق خبرى كه از خالهاش عايشه شنيده بود،آن را بنا كرد.مضمون اين حديث آن بود كه رسول صلى الله عليه و آله فرموده بود: اگر قوم تو تازه مسلمان نبودند،كعبه را بر مىداشتم و حجر را داخل آن مىكردم.قوم تو به خاطر كمبود پول،آن را از كعبه بيرون انداختند.آنگاه براى آن،دو درِ شرقى و غربى قرار مىدادم كه مردم از يكى داخل و از ديگرى خارج شوند.همين طور درِ آن را روى زمين نصب مىكردم.قوم تو آن را بالا بردهاند تا هر كس را خواستند اجازۀ ورود دهند و هر كس را نخواستند ندهند. 1روايتى به اين مضمون در بخارى و مسلم هم آمده است.
ابن زبير بر اساس اين روايت،شروع به بناى كعبه كرد و كعبه به همين صورت بود تا آن كه حجاج به حجاز آمد و از عبدالملك اجازه گرفت كعبه را به همان صورت پيشين كه حِجْر بيرون از آن بود،بازسازى كند و يك در براى آن بگذارد.عبدالملك اجازه داد.
مورّخان گويند بعدها كه عبدالملك حديث مزبور را شنيد،گفت:اى كاش به همان صورتى كه ابن زبير ساخته بود،آن را باقى مىگذاشتيم! برخى هم گفتهاند كه مهدى عباسى خواست آن را مثل بناى ابن زبير بسازد. 2در اين باره با امام مالك مشورت كرد و او گفت:تصور مىكنم كعبه بازيچۀ دست ملوك شود؛يكى بر عقيدۀ ابن زبير باشد و ديگرى بر عقيدۀ عبدالملك،يكى آن را خراب كند و ديگرى آن را بسازد! پس مهدى از تصميم خود منصرف شد و كارى نكرد. 3
عبدالملك در سال 75 سقف مسجد را تجديد كرد و در بناى آن از چوب ساج استفاده كرد. 4همين طور دستور داد تا روى آن ستونها،سرستونهاى زرين گذاشته شود....وى به عامل خود خالد بن عبدالله قسرى دستور داد ميان صفا و مروه را چراغ روشنايى نصب كند.همين طور به او دستور داد تا چراغى برابر ركن حجر الاسود قرار