175دهد.او براى اين چراغ عمودى نصب كرد و اين نخستين بار بود كه به طور رسمى در مسجد چراغ گذاشته مىشد.تا پيش از آن برخى از همسايگان مسجد روى ديوار خانۀ خود چراغ مىگذاشتند تا مردم از نور آنها استفاده كنند.ازرقى در اين باره از جدش عقبة بن ازرق نقل كرده است كه او روى ديوار خانهاش چراغ گذاشته بود تا مردمى كه طواف مىكنند،از نورش استفاده كنند؛اين بود تا آن كه خالد بن عبدالله او را از اين كار منع كرد و خودش چراغى برابر ركن حجر الاسود نصب كرد. 1
در سال 80 به روزگار عبدالملك سيل عظيمى به سمت مسجد آمد و ديوار برخى از خانههايى را كه محيط به مسجد بود ويران كرد.عبدالله بن سفيان،در اين باره گزارشى براى عبدالملك نوشت و او هم پول فراوانى فرستاد و دستور داد تا ديوارهايى از آهك و گل براى خانههايى كه به مسجد چسبيده هستند بسازد كه مانع از هجوم سيل و نفوذ آب به داخل مسجد شود.
عبدالملك دستور داد تا مسجد را بازسازى كنند آن گونه كه ديوارها را ساخت و سقف آن را با چوب ساج بنا كرد و بالاى ستونهاى موجود با طلا مزيّن گرديد،به طورى كه روى هر كدام از آنها پنجاه مثقال طلا بود. 2اما در مساحت مسجد توسعهاى نداد. 3
همچنين عبدالملك دو پرده و سايبان از ابريشم و دو قدح شيشهاى به كعبه اهدا كرد كه داخل آن از سقف آويزان شد. 4
زمانى كه وليد به خلافت رسيد،كارهاى پدرش را در بارۀ سقف مسجد خراب كرد و از نو بناى استوارى را روى پايهها و ستونهايى كه از فسيفساء زينت يافته بود بنا كرد و آن را توسعه داد و داخل آن را با سنگ مرمر فرش كرد.سنگهاى مرمر را به دستور او از شام و مصر،با سرعت به مكه منتقل كردند.