169
1-قطبى در كتاب الإعلام پس از اشاره به اين كه عمران در آن زمان از آن چاه فراتر نمىرفته است،گويد:اما در زمان ما-كه مقصودش اوايل دوران عثمانى است 1-آبادى تا حدود زيادى به سمت مَعْلات پيش رفته است. 2اشارۀ او به توسعۀ آبادى در سمت مَعْلات،اشاره به آن دارد كه مسجد الرايه با مَعْلات فاصله داشته است.اگر فرض كنيم كه مسجد الرايه همان است كه برابر بازار است،بايد گفت فاصلۀ ميان آن و مَعْلات بسيار اندك است و كمترين آبادى مىتوانسته آن را مستقيم به مَعْلات وصل كند.
اما اگر مسجدى را كه در جودريه است،مسجد الرايه بدانيم،سخن قطبى كاملاً درست مىنمايد،زيرا مقدار فاصلۀ ميان آنجا و مَعْلات مىتواند اين جملۀ قطبى را توجيه نمايد كه عمران به مقدار زيادى به سمت مَعْلات پيش رفته است.
2-مورّخان مكه مىگويند كه وقتى ابن زبير راهى را گشود كه ما امروز به آن فلق مىگوييم،هدفش آن بود تا خانههايش را در منطقۀ سويقه به باغهايش از اين مسير متصل كند.آنچه مىتوان از اين نكته دريافت اين است كه باغهاى او چندان از فلق دور نبوده و چنان مىنمايد كه موقعيت آن در محل بازار يا نزديك آن بوده است؛زيرا بازار به جاى باغهاست و همچنان آثار آن در حاشيۀ آن موجود است.بنابراين اگر درست باشد كه باغهاى او در محل بازار يا نزديك به آن بود،بعيد مىنمايد كه خانههاى مكه تا جايى برابر باغها بوده باشد،زيرا به طور معمول در شهرها،باغهاى هر شهر در نواحى اطراف آن است.از آنجايى كه روزگار ابن زبير چسبيده به دوران اموى است،تصور چنان است كه باغهاى او در نواحى مكه بوده و آبادى مكه و خانههاى آن تا جايى دست كم صد متر پيش از باغها بوده است.اين همان چيزى است كه با محل مسجد موجود در پشت شركت برق امروزى قابل تطبيق است.بنابراين،آنچه درستتر به نظر مىرسد اين است كه گفته شود مسجد الرايه و چاه مطعم همان دو جايى هستند كه برابر شركت برق در جودريه قرار دارند،جايى كه انتهاى خانههاى مكه در دوران اموى بوده است.