168بوديم،همه بر ذمّۀ تاريخ است.
بعد عمرانى
قطبى در كتاب الإعلام خود از فاكهى نقل كرده است كه گفت از جملۀ آثار رسول صلى الله عليه و آله مسجدى است در بخش بالاى مكه در نزديكى چاه جبير بن مطعم بن نوفل. 1
سپس گويد:منازل مردم در زمان كهن از اين چاه فراتر نمىرفت و بالاتر از آن خالى از سكنه بود.عمر بن ابى ربيعه در اين باره گويد:
قبايل نوفل در مكه ساكن شدند اما من در پشت چاه هستم كه دورترين منزل است. 2
علت انتخاب آن جا اين بود كه معشوقۀ من كه در اطراف مكه زندگى مىكرد،مورد تهمت واقع نشود و افرادى كه نمىتوانستند زبانشان را نگاه دارند،و حرفى را كه نبايد بزنند،به زبان مىآوردند،در اين باره چيزى نگويند كه اسباب زحمت معشوقۀ من شود.
از اين نكته مىتوان دريافت كه روزگار قديم كه فاكهى به آن اشاره دارد اشاره به دوران اموى است و در شعر ابن ابى ربيعه هم كه شاعر همان دوره است،شاهدى بر اين نكته وجود دارد كه دورترين منزل،در پشت چاه بوده است.بنابراين آبادى مكه در اين دوره،از آن چاه و مسجد فراتر نمىرفته است.عقيدۀ من چنان بود كه مردم مسجدى را كه اكنون برابر«الحلقه»است،به عنوان مسجد الرايه مىشناسند.چاه هم به نظر من همان چاه كماليه است كه امروزه بر جاى مانده و چند متر با آن فاصله دارد.اما اكنون چنين دريافتم كه استاد عبدالقدوس انصارى به تحقيق در بارۀ محل چاه و مسجد پرداخته و معتقد است كه مسجد الرايه،مسجدى است كه در كنار جودريه 3قرار دارد و عمارت شركت برق در پشت آن است.در كنار آن و چسبيده به آن،چاه جبير بن مطعم بوده است.من هم در حال حاضر عقيدۀ او را درست مىدانم و در اين خصوص دلايلى دارم: