165بدين ترتيب نادرهگويى و فكاههسرايى و شور و نشاط،در مكه شيوع يافت، همچنان كه فخر فروشى به زيبايى و جمال كُشنده:
ما از اهالى خيف از ديار منى هستيم و براى مقتولى كه او را(از عشق)كشتهايم قصاص نخواهيم شد.
اين زنان،در لباسهاى خز و حرير و زينتهايى از ياقوت و زبرجد محو گشته بودند.
اين جماعت مشتاق در تفرجگاهها و نزهتكدههاى خود در اطراف مكه و زاهر و در منطقۀ عقيق مدينه و نواحى طائف بودند.همچنان كه نويسندۀ اغانى گفته است،آنان سوار بر چهارپايان زيباى خود مىشدند،در حالى كه گردنبدهاى طلا به گردن آنان آويخته بود،يا آنكه با قباهاى تزيين شده و لباسهاى نازك ساخته شده از كتان يا ابريشم كه برخى بلندتر از برخى ديگر بود حركت مىكردند.گويى پلكانى است كه از نهايت صافى و صيقلى،استوار ايستاده است.و نيز اشرافِ اينان،سرگرم استوار كردن قصرهاى خود در حاشيۀ شهرها بودند كه يكى از مشهورترين آنها قصر العقيق در اطراف مدينه است.
در ميان اهل رفاه در اين دوره،غذاهاى متنوّع شامى و فارسى شايع بود.همچنان كه استفاده از صندلى در اطراف سينىهاى پر از ميوه و نيز كاربرد قاشقهايى از چوب و حولههايى در كنار كاردهايى كه از قديم استفاده مىكردند،رواج داشت.در بناهاى خانهها هم از مهندسىهاى جديد استفاده مىشد،و طبقات خانههايى با استفاده از سنگ و بر پايه ستونها و قوسىها به آسمان مىرفت،در حالى كه در زينت آنان از فسيفساء 1و سنگ مرمر استفاده شده بود. 2برخى از آثار آنها هنوز هم در بقاياى قصر ابن عاص در