153مردم را به سوى خود دعوت مىكرد و به وى لقب طالب الحق داده بودند.ابوحمزه از وى خواست همراه او به حضرموت برود كه رفت.در آنجا بود كه وى و قومش براى مبارزۀ با امويان با او بيعت كردند.در اين وقت وى بر عامل امويان در حضرموت و صنعا شوريد و بر آنان غلبه كرد.
پس از آن ابوحمزه با سپاهش عازم مكه شده در ذىحجۀ سال 129 زمانى كه حاكم شهر گريخت،اين شهر را تصرف كرد و از آنجا به مدينه رفت.عبدالواحد بن سليمان در آنجا به مقابلۀ با او برخاست كه دو طرف درگير شدند و ابوحمزه او را شكست داد و به سال 130 بر مدينه هم مسلط گرديد.از آنجا براى مبارزه با امويان به سوى شام رفت.
مروان سپاهى را برابر او فرستاد كه ابوحمزه را شكست داده،مدينه را از او باز پس گرفت.
ابوحمزه به مكه برگشت.اندكى بعد سپاه اموى او را در وادى القرى 1نزديكى خيبر محاصره كرده،كشتند و بار ديگر بر مكه مسلط شدند. 2
فاسى 3به نقل از ذهبى مىگويد:وقتى امويان سپاه ابوحمزه را در وادى القرى شكست دادند،ابوحمزه همراه با برخى از سپاهيان خود به مكه گريخت و او را در آنجا يافتند.سوارانى كه به تعقيب وى آمده بودند،از سمت مسفله و مَعْلات او را محاصره كردند به طورى كه راه گريزى نداشت.وى پس از آن كه دفاع جانانهاى كرد،همان روز كشته شد.در اين وقت،سپاه اموى به سوى يمن رفتند تا خليفۀ منصوب از طرف ابوحمزه يعنى عبدالله بن يحيى را از ميان بردارند.آنان ضمن كشتن او،سپاهش را پراكنده ساختند و اين حركت را در نطفه خفه كردند.بدين ترتيب مكه و مناطق جنوبى جزيره بار ديگر زير سلطۀ امويان درآمد.