154
مسائل عمومى دورۀ اموى
بعد سياسى
انتقال خلافت به شام،حدّ فاصلى ميان دو دورۀ تاريخى در حجاز است.حجاز از اين نكته نيك آگاه بود كه در حاكميت سياسى-دينىِ دنياى اسلام نفوذ دارد،كما اين كه در آغاز مكه خود را از اصحاب حلّ و عقد در حكومت به شمار مىآورد.اما از زمانى كه معاويه خلافت را به شام انتقال داد،مكه از اين موقعيت فرو افتاد و به نوعى تابع و پيرو تبديل شد و امارت آن شهر از آن پس تابعى از فرمانروايى شام گرديد.
معاويه تلاش كرد تا در عوضِ چيزى كه از مكه و مدينه گرفته است،بزرگان از مهاجر و انصارِ آن را راضى نگاه دارد.ابزار وى براى اين كار بذل و بخششهاى فراوان و بىحسابش بود و در اين زمينه از ويژگىهاى خاص خود استفاده مىكرد.
براى نمونه عبدالله بن عباس،عبداللّٰه بن زبير،عبداللّٰه بن جعفر طيّار،عبداللّٰه بن عمر،عبدالرحمن بن ابىبكر،ابان بن عثمان و كسانى از آل ابىطالب و ديگر افرادى از بزرگان از مكه و مدينه نزد وى در شام مىآمدند و برخوردار از مواهب او شده، نيازمندىهايشان بر آورده مىشد و با ارقامى فوق تصور به آنان بخششهايى صورت مىگرفت.
معاويه علاوه بر اين،از حلم وسيع و اخلاق تحملپذيرش در مقابل برخى از معارضان و مخالفان استفاده مىكرد؛ويژگىاى كه كمتر ميان ديگران ديده مىشد.
قلقشندى در صبح الأعشى مىنويسد:معاويه به حج رفت و از زنى از بنىكنانه