151مردم را به اطاعت از بنى اميه تحريك كرده و مىگفت:اگر بدانم كه اين حيوانات زبان داشته باشند و اطاعت از امويان نكنند آنها را از حرم بيرون مىكنم.وى دستور داد تا عراقىها را به زور از مكه بيرون كرده و پناهندگان به عراقىها را تهديد كرد.وى تا سال 96 امير مكه بود.
در دوران خلافت سليمان بن عبدالملك،طلحة بن داوود حضرمى و سپس عبدالعزيز بن عبدالله بن خالد براى بار دوم،بر مكه امارت كردند.امارت عبدالعزيز چندان ادامه يافت كه خلافت به عمر بن عبدالعزيز رسيد.
در اين دوره محمد بن طلحه و پس از آن عروة بن عياض و عثمان بن عبيدالله بن قيس امارت مكه را بر عهده داشتند.سخن ابن جرير حكايت از آن دارد كه در خلافت عمر بن عبدالعزيز كسى جز عبدالعزيز بن عبداللّٰه بن خالد اميرى مكه را بر عهده نداشت.
فاسى به نقل از فاكهى مىگويد كه افراد ديگر بسا از طرف عمر بن عبدالعزيز و پيش از خلافت او و زمانى كه در مكه مقيم بوده،امارت مكه را بر عهده داشتهاند.
در زمان امارت عبدالعزيز بن عبدالله،وى نامهاى از عمر بن عبدالعزيز دريافت كرد كه از كرايه دادن خانههاى مكه نهى كرده و دستور داده بود تا خانههايى كه در منى ساخته شده،تخريب و با زمين برابر شود.در اين زمان مردم به صورت پنهانى خانهها را اجاره مىدادند. 1
در زمان خلافت يزيد بن عبدالملك،گروهى به امارت مكه رسيدند كه عبارت بودند از:عبدالعزيز بن عبدالله بن خالد و عبدالرحمان بن ضحاك.ابن جرير طبرى گويد كه در سال 103 مكه را با مدينه به او سپردند.پس از آن در نيمۀ ربيع اول سال 104 از امارت هر دو عزل گرديد.ابن كثير گويد:سبب عزل او اين بود كه از فاطمه بنت الحسين خواستگارى كرد و چون او نپذيرفت،اصرار و تهديد كرد.فاطمه،به يزيد بن عبدالملك شكايت كرد و او نيز وى را عزل كرده،عبدالواحد بن زياد نصرى را به امارت مكه گمارد.
در خلافت هشام بن عبدالملك اين افراد به امارت مكه رسيدند:عبدالواحد بن