127حسن عليه السلام از خلافت و تسليم آن به معاويه در ربيع الاول سال 41 تمام شد.بدين ترتيب كار معاويه در شرق و غرب استوار شد و آن سال را عام الجماعه ناميدند. 1
ابن كثير در روايتى از ابوالعريف،چُنين نقل كرده است:ما از پيشاهنگان سپاه حسن عليه السلام و دوازده هزار نفر بوديم كه به جنگ اهل شام رفتيم.وقتى خبر صلح امام حسن عليه السلام را شنيديم،چنان شد كه از خشم گويى پشتمان شكست.وقتى حسن بن على به كوفه درآمد،كسى به او گفت:منّا السلام عليك يا مُذِلَّ المؤمنين! آن حضرت فرمود:من مذلّ المؤمنين نيستم.من دلم نمىخواست براى پادشاهى با آنان بجنگم. 2
خلافت معاويه
زمانى كه كار خلافت معاويه استوار شد،وى در بسط سلطنت خود به تمامى شهرها كوشيد و براى اين كار به بذل و بخششهاى فراوان به دشمنانش مشغول گشت.به علاوه كوشيد تا با حلم وبردبارى،با همه رفتار كند و همينطور از سطوت و قدرتش بهرۀ فراوان برد.ياران او در مكه و مدينه چنين دريافتند كه مصلحت آنان ايجاب مىكند تا همگى به شام منتقل شوند و معاويه هم مقْدم آنان را گرامى داشت.
امارتمكه در دوران معاويه
معاويه در اين زمينه توجه خاصى از خود نشان داده،برخى از بزرگان و زبدگان قريش را به امارت آن شهر منصوب كرد.مورّخان در بارۀ اسامى اين حاكمان و مدّت امارت آنان اختلاف نظر دارند.ثابت چنان است كه مشهورترين آنان عبارتند از:عُتبة بن ابىسفيان برادر معاويه،احمد بن خالد بن هشام مخزومى،مروان بن حكم،و سعيد بن عاص.از اين افراد هم ياد شده است:ابو عبدالرحمان يكى از اشراف و سخاوتمندان و سخنوران مكه،عمرو بن سعيد بن عاص اشدق،و عبدالله بن خالد بن اسيد. 3