84سطحه، 1 تماشا كردند، خيلى باصفا.
شهر اسلامبول
«اسلامبول»شهرى است عظيم، از اين طرفِ«بغاز»هم، تا دو ساعت كه كشتى حركت مىكرد، در دو طرف دره عمارت و چراغ و شهر نمايان بود، دو مناره هم در دو طرف دره كه در بالاى آن چراغ افروخته بودند، ديده شد، و بعد از آن داخل«درياى سعيد»شديم، روز آخر حركت هم«بيكى جامع»را ديدم، مسجد بزرگ خوبى است، «مسجد محمود پاشا»را هم ديدم، اگر چه كوچك، اما خيلى خوشگل مسجدى است.
مسجدهاى عظيم در«اسلامبول»، زياده از حد احصاء 2 است، يكى از چيزهاى عجيب«اسلامبول»فقره ياتقى 3 است كه سوختن عمارت باشد، چون عمارتها همه از تختههاى رنگ و روغن دار است، خيلى زود آتش مىگيرد، چنانچه در اين چند شب كه ما بوديم، دو مرتبه اتفاق افتاد، و تفصيل آن اين است كه در شهر در هر محله عمارتى بلند، به شكل منارۀ قطور بلندى ساختهاند، كه در اطراف آن دوربينها است و هميشه شب و روز يك نفر بالاى آن ديدهبانى مىكند، به محض اينكه آتش از جايى بلند شد، چراغى قرمز رنگ در بالاى مناره به آن طرف روشن مىكند، و بيرقى هم كج به طرف آنجا بلند مىكند، فورى هفت تير توپ مىاندازند، از توپخانه دولتى، پشت سر آن عملۀ اين كار مىروند، با اسبابهاى مهيا، و از تلمبه و خيكهاى به اشكال مختلف، براى اطفاء 4 محروق از آدم و اسباب و غيره، از تمام محلات بايد عمله اين كار حكماً بروند، يك نفر هم در هر محله در بالاى مناره فرياد مىزند به زبان تركى، كه در فلان محله ياتقى شده است، به وضع توحش و مهيبى، مردم هم هر كس مىخواهد، براى اعانه 5 يا براى تماشا مىروند.