217باشد،اين احاديث با احاديث ديگر كه در همين كتاباند و از نظر كميت،بيشتر و از نظر سند و قوت متن،قوىترند و در تحت عناوينى روشن دربارهى قرآن قرار دارند، در تعارضاند(مانند باب:فضل حامل القرآن،باب من يتعلّم القرآن بمشقّة،باب من حفظ القرآن ثمّ نسيه،باب ثواب قراءة القرآن،باب قراءة القرآن في المصحف، باب البيوت التى يقرأ فيها القرآن و...) 1و بنا به قاعدهاى كه خود ابو جعفر كلينى با بهرهگيرى از ائمهى طاهرين عليهم السّلام در مقدمهى كتابش آورده،اين دو دسته روايات بايد به قرآن عرضه شوند و آن دسته كه با قرآن موافقاند گرفته شوند و دستهى ديگر(در صورتى كه تأويلى درست براى آنها يافت نشود)ساقط شوند.ابو جعفر كلينى(ره)در مقدمهى كتابش خطاب به كسى كه اين كتاب را در پاسخ به درخواست او نوشته چنين مىآورد:
برادرم بدان-خدا تو را به مقصد رساند-كسى را نرسد كه دربارهى روايات متعارض از خودش اظهار نظر كند،جز آن كه به گفتهى العالم[ امام موسى بن جعفر عليهما السلام ]كه چنين فرموده:«آنها را به قرآن عرضه كنيد،هر چه با قرآن سازگار بود بگيريد و هر چه ناسازگار بود رها كنيد»عمل كند. 2
پس مىتوان گفت:هر چند شيوهى ابو جعفر كلينى(ره)در كتاب كافى،نقل احاديثى است كه در نظرش معتبر بوده،ليكن چون خود ايشان به اين قاعدهى قطعيه ملتزم است،بنابراين،به نظر ايشان رواياتى كه ظاهر در تحريفاند،در تعارض با روايات ديگر،يا ساقط و بىاعتبارند،يا آن كه براى اين احاديث تأويلى دارند كه به كلى آنها را از دايرهى تعارض با احاديث ديگر بيرون مىبرد.
رابعا،در ابواب كتاب كافى،بابى تحت عنوان«تحريف قرآن»يا چيزى نزديك به آن نمىيابيم.كسانى كه خواستهاند از عناوين بابها چنين استفادهاى بكنند،تنها به عنوان