218اين باب«إنّه لم يجمع القرآن كلّه إلاّ الأئمّة عليهم السلام و إنّهم يعلمون علمه كلّه؛ هيچكس جز ائمه عليهم السّلام قرآن را گرد نياوردهاند و آنان تمام دانش قرآن را مىدانند» 1، تمسك كردهاند؛ليكن به نظر ما اين عنوان با مسألهى تحريف به معناى مورد نزاع ارتباط ندارد،شاهد آن هم شش حديثى است كه در ذيل اين باب آمده است.حديث شمارهى يك و دو به صورت مجمل و چهار حديث بعدى در حكم شرح و تفصيل آن دو روايتاند؛چه اين كه خود عنوان باب نيز از اين اجمال و تفصيل خبر مىدهد.مجموع احاديث اين باب-همان گونه كه علامه طباطبايى نيز مىگويد-در صدد بيان اين نكتهاند كه تنزيل و تأويل،علوم ظاهرى و باطنى و خلاصه تمام دانشهاى قرآن،نزد ائمهى طاهرين عليهم السّلام است و كسى همانند آنان نيست. 2شاهد آن هم اين كه،اين حكيم دربارهى كل ائمه عليهم السّلام آمده،و الاّ تمام آنان در عصر نزول قرآن حضور نداشتند،تا الفاظ و تعابير قرآن را گرد آورند.البته جاى تعجب هم نيست كه فقط آنان مقام معارف قرآن را بدانند؛ چون بنا بر حديث ثقلين،آنان هموزان و هم رديف قرآناند.شايد به همين خاطر است كه با وجود كتاب كافى در نزد اسطوانههاى شيعه،هم چون شيخ ابو جعفر صدوق،علم الهدى،سيد مرتضى،شيخ الطائفة ابو جعفر طوسى رحمهم اللّه 3از روايات و عناوين ابواب آن، تحريف قرآن را استنتاج نكردهاند.
خامسا،احاديثى كه در باب«فيه نكت و نتف من التنزيل في الولاية»آمده و مورد استناد محدث نورى قرار گرفته است،92 حديث آن تكرار شده است و علامه مجلسى نيز فقط 8 حديث آن را صحيح مىداند 4و با رجوع به متن آنها نيز مشخص مىشود كه اين احاديث به مسألهى تحريف ربطى ندارد هر چند برخى از سلفيان پارهاى