451بروكلمان در كتاب خود«تاريخ ادب عربى» 1و استاد فؤاد سزگين در«تاريخ تراث عربى» 2و يوهان فوك در گفتارى كه در كتاب«مهدى»اثر دلاويدا نوشته و در مقالۀ«دائرة المعارف اسلامى».همچنين روزنتال در كتاب خود«علم تاريخ نزد مسلمانان»و رشدى صالح ملحس در مقدمۀ كتاب ازرقى كه با كتاب منتشر شده است.
كتاب ازرقى به صورت كنونىاش،به اهتمام ابو الوليد محمد بن عبد الله بن احمد بن محمد بن وليد بن عقبة بن ازرق و به روايت ابو محمد بن اسحاق الخزاعى به ما رسيده است.
بيشتر كتاب را احمد بن محمد بن وليد ازرقى تأليف كرده.ابن سعد دربارۀ او گويد:
آهنگرى رومى بود،غلام حارث بن كلدۀ ثقفى.او در روز طائف با شمارى از بردگان طائف؛از جمله ابو بثره برادر مادرى عمار،نزد پيامبر-ص-آمدند و حضرت رسول همه را آزاد كرد. 3
نخست عمار ازدواج كرد سپس ازرق.
ازرقى گويد كه پيامبر-ص-نامهاى به جدش داد و زناشويى او را با زنان هر يك از قبايل قريش كه بخواهد مباح گردانيد.و ايشان نامۀ پيامبر را نگاه داشته بودند تا در سال 81 در سيل جحاف از ميان رفت.
به ازرق نسبت مىدهند كه او به رسول خدا-ص-گفت كه من از شام آمدهام و اهل و عشيرۀ من در آنجاست.
ابن سعد گويد كه بنى الازرق در آغاز دعوى مىكردند كه از قبيلۀ تغلب هستند.از بنى كعب.جبير بن مطعم يكى از دختران ازرق را به زنى گرفت و از او صاحب دخترى شد.سعيد بن عاص با آن دختر زناشويى كرد و از او صاحب عبد الله بن سعيد گرديد. 4
محمد بن حبيب گويد كه ازرق با سميّه دخت خياط كنيز ابو حذيقة بن المغيرة بن عبد الله المخزومى ازدواج كرد.سميّه براى او عمرو و سلمه را آورد و نيز گويد كه سلمه با آمنه بنت عفان خواهر عثمان ازدواج كرد 5ابن سعد گويد كه ازرق صاحب فرزندانى به نام سلمه و عمرو و عقبه شد.