156اراضى پست ساحلى و فلات بزرگ جزيرة العرب يعنى نجد فاصله است و سمت جنوبى آن به مكه نمىرسد.
اين تقسيماتى جغرافيايى،كلى و گسترده است و مىتوان آن را رهنمود ساخت ولى به هنگام بحث از تحولات و تاريخ اسكان قبايل نمىتوان بدان بسنده كرد؛زيرا برخى از قبايل، مساكنشان تا تهامه و نجد ادامه دارد.عكس آن نيز صحيح است.
آنچه اسدى آورده ذكر دو گروه از«ديار»است،يكى اماكن جغرافيايى چون مدينه و خيبر و فدك و ذو المروه كه به ساكنان آنها اشارت نكرده است و از اين جهت بر آنهاد«دار»را نيفزوده است و ديگر ديار قبايل.ترديد نيست كه او در اين تقسيمبندى قبايل بزرگ را آورده و از ذكر همۀ قبايلى كه در اخبار و سيرۀ رسول الله آمده خوددارى كرده است.
بكرى از عمر بن شبّه،پس از سخنى طولانى در تاريخ حركات عشاير در مناطق غربى جزيره،نقل مىكند كه«خداى تعالى اسلام را آورد،در حالى كه اعراب قبايل اسد و عبس و غطفان و فزاره و مزينه و فهم و عدوان و هذيل و خثعم و سلول و هلال و كلاب بن ربيعه و طىّ(كه با اسد هم پيمان بودند)و جهينه در حجاز فرود آمده بودند.» 1
چنانكه مشهود است،او از قبايلى كه اسدى از آنها نام برده بود به ذكر دو قبيلۀ مزينه و اشجع بسنده كرده است و قبايل ديگرى را كه در جنوب مكه سكونت دارند يا در شمال شرقى حجاز هستند به آنها درافزوده است.
بكرى در مقدمۀ كتاب خود بعضى قبايلى را كه در سراة در جنوب مكه سكونت دارند، ذكر كرده است. 2
از خلاصۀ آنچه بكرى به تفصيل بيان كرده و در كتب سيره و جغرافيا آمده است، مىتوان صورتى از قبايل را كه در حجاز و مناطق غربى شبه جزيرة العرب زندگى مىكنند،به دست داد.