141
فصل ششم:توليدات كشاورزى
حجاز در منطقۀ صحرايى است در آنجا باران كم مىبارد و هيچ رودخانهاى نيست و آب اندك و زمين خشك است بىهيچ آب و گياهى.قرآن وضع مكه را از زبان ابراهيم به هنگام مناجات با پروردگارش بيان مىفرمايد كه اى پروردگار من،من فرزندان خود را در واديى نهادم كه در آن كشتهاى نمىرويد.البته اين اشارت به اقليم مكه است نه تمام حجاز.
واقع اين است كه كتابهاى جغرافيا و بلدان به بعضى از مناطق حجاز كه در آنجا آب و گياهى نيست اشارت كردهاند.اغلب اين مناطق در مشرق حجاز و نزديك حرّۀ( سنگلاخ) سليم و سوارقيّه است.و اين امر تنها به سبب نبودن آب نيست زيرا در پارهاى جايها چاههايى توان يافت ولى مسئله مهم وضع خاك است.عرّام اطلاعات جالبى از مناطق باير و بىآب و گياه به دست مىدهد.مثلا از قريۀ ملحاء در وادى قوران چنين مىگويد:در اطراف آن ارتفاعات ذومجر است و در آنجا آب وجود دارد.مخصوصا در لقف آب چاهها فراوان است ولى در آنجا نه زراعت هست و نه نخل.زيرا زمينش سخت و خشن است و حاصلى برنمىآورد. 1
در محاذى ابلى كوهى است به نام ذو الموقعه و در محاذى آن از جانب راست يعنى سمت قبله كوهى است به نام نفار(ياقوت:العار).نفار و ذو الموقعه دو كوهاند بلند ولى بىحاصل.
در نزديكى نفار آبى نيست و خرب كوهى است ميان نفار و ابلى در ديار بنى سليم كه در آن هيچ چيز نمىرويد.و بالاتر از لقف چاه شسّ است،سپس ذات الفار و در محاذى آن كوهى است به نام اقراح.بلند ولى خشك و بىگياه. 2