368را كه به سوى شمال شرقى كوه حراء(معروف به جبل النور)است طى كرديم و در كنار جويبارى توقف نموديم.پس از غروب بار ديگر حركت خود را آغاز كرده،پس از عبور از جبل النور مسير خود را به سمت چپ تغيير داديم در حالى كه منا را در سمت راست خود قرار داده بوديم در مسيل«يمانيه»حركت نموديم تا اين كه به چاه برود (بئر البرود)رسيديم و در آنجا زمانى را به استراحت پرداختيم.سپس در هنگام طلوع آفتاب در راهى دايرهاى شكل،حركت كرده و به منطقۀ كوهستانى«السوله»وارد شديم و در آن مسافتى را به مدت نيم ساعت طى نموديم،آنگاه در فضاى بازى ميان كوهها به استراحت پرداختيم.
در ساعت ده و چهل و پنج دقيقه از شب چهارشنبه،به سمت شرق،مقدارى از كوه را بالا رفته و در ساعت 11 و سى دقيقه به بالاترين نقطه كوه رسيديم.در اين حال شريف،گاه بر كالسكۀ خود سوار بود و گاه بر تخت روان نشسته و گاهى نيز بر اسب خود سوار بود.در اين محل به علّت سختى راه و سنگلاخى بودن آن و نيز قرار داشتن قطعه سنگهاى بزرگ،كالسكه خود را به مكه بازگرداند.سپس در مسيرى كه مملو از سنگها بود سرازير گشته،به فضاى وسيعى كه در آن كشتزارها و باغهاى خرّمى قرار داشت و به وسيلۀ حصارهايى اطراف آن پوشيده شده بود،رسيديم.در اين باغها درختان خرما و ليموى زيادى دو تا دو تا كاشته شده بود كه بعضى از ميوههاى آن هنوز نرسيده بود.
چشمهاى نيز در دامنه كوه قرار داشت كه آب سرازير شده آن را«نهر»مىناميدند.اين مكان«وادى اليمانيه»ناميده مىشد.كاروان به يكى از اين باغها وارد شد و ما در زير درختان آن چادرهاى خود را بر پا كرديم،سپس نهار خورده،روز را در آن جا به استراحت پرداختيم.نغمۀ پرندگانى چون از قمرى،توكا،كبوتر و سار،رنج و سختى سفر را از ما دور ساخت.در اين هنگام درجه حرارت هوا 37 بود.پس از غروب آفتاب، حدود دو ساعت و نيم راه طى نموديم و از«سوله»عبور كرديم.در ساعت دوازده شب در محل وسيعى توقف نموديم و در كنار آبهاى جارى آن،در زير چادرى شب را به صبح رسانيديم.روز پنجشنبه سوم رمضان در ساعت ده آنجا را ترك كرده،از ميان قطعه سنگهاى مرتفع و تنگههاى صعب العبور گذشتيم و حركت خود را تا ساعت 3/5 از شب