367بر اثر بىتوجهى دستاندركاران آن،آب آن تهى گشت و دست روزگار آن را به ويرانى كشانيد.در غرب اين آب انبار،مصلاّى كوچكى قرار دارد.ارتفاع ديوارهاى آن هشتاد سانتيمتر است و در آن محرابى قرار دارد كه در سمت راست و چپ آن دو لوح سنگى است كه بر روى يكى از آنها تاريخ سال 531 ه.و آنچه كه بر اين مسجد وقف گرديده با خط كوفى حك شده است و در ديگرى نيز نوشتهاى با خط عربى حفر شده كه نتوانستم آن را بخوانم.تا اين كه به وسيلۀ دانشمند باستانشناس جناب يوسف افندى احمد، تاريخ آن را كه 301 ه.بود به دست آوردم.
طائف
مايل بودم به ديدار شهر طائف بروم و راهها و ديدنيهاى آن شهر را از نزديك مشاهده كنم و ديدههاى خود را،تا آنجا كه ممكن است،بقلم درآورم،ليكن اين خواسته برايم ميسّر نگرديد.از آنجا كه محمد صادق پاشا نويسندۀ نيكو اثر كه يكى از افسران ستاد جنگ و از مهندسان صاحب نظر آن بود،موفق شد از مسيرى به شهر طائف برود و از راهى ديگر مراجعت نمايد و سپس شرح سفر خود را در كتابش«دليل الحج للوارد الى مكة و المدينة من كلّ فجّ»به قلم آورد.بنابراين با تغييراتى كه در كلمات و جملات اين بخش دادم،با اضافاتى آن را براى شما نقل مىكنم.جنّت مكان و خلد آشيان،محمد صادق پاشا گفته است:
در ماه شعبان سال 1304 ه.جهت نظارت بر عايدات صدقات،به مكه وارد شدم،در آنجا جناب والا مقام شريف عون رفيق پاشا و جناب والى،صفوت پاشا را كه به علّت گرماى فوق العادۀ مكه،در آخر ماه عازم به سوى طائف بود ديدم.از من دعوت نمودند و من نيز دعوت آنان را پذيرفتم و به سوى طائف به حركت درآمدم.
در روز سوم ماه رمضان برابر با 24 مه سال 1883 م.نيم ساعت قبل از غروب از مكه،به سوى طائف به حركت درآمديم.درجۀ حرارت 39 درجه سانتيگراد بود.شهر طائف در جنوب شرقى مكه قرار دارد و به وسيلۀ دو راه كه كوتاهترين آن 18 ساعت است،راه طولانىتر را به علّت آسانتر بودن آن اختيار كرديم و پس از 20 دقيقه مسيرى