314حجر 5 ذراع به خانه مىافزودم و ابن عطاء مىگويد كه ابن زبير بر همين اساس در تعمير خود 5 ذراع را بدان افزود.
اما آنچه كه بخارى و مسلم از حديث عايشه نقل مىكنند،اين چنين است:
از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله پرسيدم:آيا حجر از خانه به شمار مىآيد؟در جواب فرمود:بلى.
گفتم:چرا آن را به خانه اضافه نكردند؟فرمود:قوم تو هزينۀ آن را نداشتند...در اينجا ميان علماء اختلاف نظر وجود دارد كه آيا در هنگام طواف مىتوان پس از هفت ذراع از خانه طواف كرد؟كه در جواب گفته مىشود:طواف بايد در پس حطيم،همچنانكه سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و اله است،انجام گيرد.منصور عباسى به هنگام حج خود در سال 140 ه.زياد بن عبيد اللّه حارثى امير مكه را احضار نمود و بدو گفت:سنگهاى ديوار حجر را فرسوده ديدم و تا فردا صبح بايد ديوار آن را از سنگ مرمر بپوشانى،بدين جهت زياد،كارگران را احضار كرد و شبانه در زير روشنائى چراغها ديوار را آنطور كه منصور عباسى خواسته بود تعمير نمود.
سپس مهدى عباسى در سال 161 ه.مرمرهاى آن را تجديد كرد و همچنان باقى بود تا اين كه با گذشت زمان كهنه شد و در دوران متوكل عباسى در سال 241 ه.مجددا به وسيلۀ مرمر زيبائى مرمّت گرديد.
و نيز در سال 283 ه.به وسيلۀ معتضد عباسى ديوار حجر ترميم گرديد و وزير جمال دين معروف به جواد در قرن پنجم هجرى پس از سال 500 ه.آنرا تعمير كرد همچنين پيش از وى در زمان ناصر عباسى در سال 576 ه.نيز ترميم نشده بود.
مستنصر عباسى و ملك مظفر امير يمن و ملك ناصر محمد بن قلاوون نيز در سال 720 ه.آن را ترميم كردند.اشرف شعبان نيز در سال 781 ه.به وسيلۀ دو وزير دولت خود بركه و برقوق حجر را مرمت نمود.
ظاهر برقوق،در سال 801 ه.آن را تعمير كرد.در سمت غربى حجر تاريخ 780 نوشته شده است.در سال 822 ه.نيز تعداد زيادى از مرمرهاى آن به وسيلۀ گچ مستحكم گرديد.در سال 826 ه.به دستور امير زين الدين مقبل قديرى قسمت زيادى از مرمرهاى ديوار و زمين حجر مرمت گرديد.