313بخارى و مسلم و ابو داود و نسائى و ترمذى و مالك از عباس بن ربيعه نقل كردهاند كه گفت:ديدم عمر حجر الأسود را مىبوسيد و مىگفت:مىدانم كه تو سنگى بيش نيستى و سود و زيانى نمىرسانى و اگر نديده بودم كه رسول خدا تو را مىبوسيد،نمىبوسيدم مسلم و نسائى در روايت خود اين را اضافه نمودهاند كه ديدم رسول خدا در كنار تو پاى را برهنه مىكردند و بوسيدن را نياورده است.
حطيم و حجر
به گفته ابن عباس حطيم به ديوارى گويند كه بر حجر كشيده شده است.
ازرقى از ابن جريج نقل كرده است كه حطيم ميان حجر الأسود و مقام ابراهيم و زمزم و حجر اسماعيل قرار دارد؛يعنى جايگاهى است محصور ميان مغرب كعبه و حجر و مشرق مقام و زمزم،در كتابهاى حنفيه،حطيم را به قسمتى كه ناودان در آن قرار گرفته است گويند؛زيرا اين منطقه قسمتى بوده كه از كعبه جدا شده است.
حجر ديوارى است كه حطيم بدان احاطه شده است.ازرقى گفته است:ابراهيم عليه السّلام حجر را در كنار خانه ساخت و سقفى از چوب بوتههاى اراك بر آن نهاد كه پناهگاه بزان و آغل گوسفندان بود.
همچنانكه گفتيم هنگامى كه قريش ساختمان كعبه را تجديد نمودند،به علت كمى پول مقدارى از فضاى كعبه را به حجر اضافه كردند و پس از آن ابن زبير در هنگام تعمير خانه،مجددا آن را به كعبه افزود.در صحيحين از عايشه نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله به عايشه فرموده است:اى عايشه،اگر نه اين است كه قوم تو به تازگى كافر بودهاند،كعبه را ويران مىكردم و آن مقدارى را كه از طول آن كاستند به مقدار 6 ذرع بدان مىافزودم و براى آن دو درب بر روى زمين قرار مىدادم؛يكى درب شرقى و ديگرى درب غربى و در روايت ديگرى آمده است كه:اگر قوم تو تصميم گرفتند كعبه را از نو بسازند بيا تا نشانت دهم كه چه اندازه از آن كاستهاند و حدود هفت ذراع را به او نشان داد.
در كتاب مسلم از عطاء نقل مىكند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود:اگر مردم به تازگى كافر نبودند،هر آنچه پول در اختيار داشتم نسبت به تقويت ساختمان كعبه خرج مىكردم و از