312در جاى خود قرار داده و چسبانيدند و سپس اطراف آن را با طلا محكم كردند.
امير مكه داود بن عيسى حسنى قبل از عزل خود در سال 585 ه.،طوقى را به دور حجر الأسود قرار داد و نيز در سال 781 ه.حجر الأسود را از محل خود خارج كرد و به وسيلۀ زينتهايى كه امير سودون پاشا ارسال نموده بود آن را تزيين نمودند.
2-استلام حجر الأسود:(-دست كشيدن)و بوسيدن آن
بخارى و مسلم از عبد اللّه بن عمر نقل كردهاند كه از او دربارۀ استلام حجر پرسيدند پاسخ داد:خودم ديدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله آن را استلام مىكرد و مىبوسيد.همچنين اين روايت از جابر و عمر و ديگران نيز نقل شده است.
در سنن ترمذى از ابن عباس نقل شده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و اله پيشانى بر حجر الأسود نهاد.بيهقى از ابن عباس نيز نقل كرده است كه گفت:عمر بن خطاب را ديدم كه حجر الأسود را بوسيد و بر آن پيشانى نهاد.سپس گفت:ديدم پيامبر صلّى اللّه عليه و اله اين چنين انجام دادند.شافعى در مسند خود از ابن عباس روايت مىكند كه او ركن-حجر الأسود-را بوسيد و سپس سه مرتبه پيشانى بر آن ماليد.مالك سجده كردند بر آن را جايز ندانسته و اين عمل را بدعت مىداند كه همه با او در اين نظر مخالفت كردهاند.
ترمذى از عبد الله بن عمر روايت كرد:استلام به آن دو ركن-حجر الأسود و ركن يمانى-را رها نمىكرد به طورى كه گاه در زحمت مىافتاد.از او در اين مورد پرسيدند و او جواب داد:اين كار را بدين جهت انجام مىدهم كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله شنيدم كه مىفرمود:استلام دو ركن،كفارۀ گناهان است.
احمد بن حنبل و ابن حبان در كتابهاى خود از ابن عمر و او از رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله نقل كردهاند كه فرمود:استلام حجر الأسود و ركن يمانى سبب از بين رفتن گناهان است.
سعيد بن منصور نقل كرده است كه عايشه به زنى گفت:در كنار حجر الأسود به خود آزار مرسان،اگر آن را خلوت ديدى استلام كن و اگر ديدى شلوغ است همين كه به مقابل آن رسيدى تكبير بگو و به كسى آزار مرسان.
بخارى نيز از عايشه نقل كرده است كه زنان را حقى براى استلام حجر نيست.