80تعيين كنند،هر گاه اكثريّت روى يك نفر توافق كردند بايد همه با وى بيعت كنند،واگر اكثريت حاصل نشد ونيمى با يك نفر ونيم ديگر با شخص ديگرى موافق بودند،آن نيمى كه عبدالرحمان بن عوف در ميان آنهاست انتخاب خواهد شد ! وهر كس به مخالفت برخيزد كشته خواهد شد !
طى مدّتى كه اين گروه مشغول مذاكره بودند،حضرت على عليه السلام استدلالهاى فراوانى بر حقّانيت خويش نموده وخود را شايستهترين فرد براى گزينۀ حكومت معرفى كرده است،در برخى روايتها آمده كه حضرت به داستان ردّالشمس نيز استدلال نموده است،و در همۀ آنها آمده كه اعضاى شورا به اتّفاق بر درستى سخنان حضرت گواهى دادند،از اين جهت مىتوان آن پنج تن را نيز از ناقلان حديث به حساب آورد،نمونه هايى از اين روايتها را ملاحظه خواهيد فرمود:
يكى از كسانى كه داستان احتجاج حضرت على عليه السلام در روز شورا را روايت نموده صحابى بزرگ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوذر غفارى است، حديث او را دانشمند برجستۀ شيعه شيخ طوسى اينگونه نقل كرده است:
حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام به آنها فرمود:آيا در ميان شما جز من كسى وجود دارد كه خورشيد پس از غروب-يا در حال غروب-براى وى برگشته باشد تا اينكه نماز عصر را در وقت خودش بخواند ؟
همه گفتند:نه. 1
همچنين شاذان فضلى به سند خويش از ابوذر اينگونه روايت