79وقت نمازِ عصر خدمت حضرت رسيدم در حالى كه نماز عصر را نخوانده بودم،حضرت سر بر دامنم گذاشته به خواب رفت وتا غروب خورشيد بيدار نشد.پس از بيدار شدن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفتم:اى رسول خدا،نماز عصر را نخواندهام؛زيرا دوست نداشتم شما را از خواب بيداركنم.
حضرت دست به دعا برداشته چنين گفت:خدايا،بندۀ تو جان خويش را در اختيار پيامبرت گذاشته،روشنايى خورشيد را براى او برگردان.
ناگهان خورشيد را با درخشش مخصوص عصرگاهيش مشاهده كردم،از جا برخاسته وضو گرفتم ونماز عصر را خواندم،پس از پايان يافتن نمازم بار ديگر خورشيد غروب كرد.
اين حديث را سيوطى 1،ابراهيم بن محمّد حسينى 2ومتّقى هندى 3از كتاب شاذان فضلى نقل كردهاند.
بر اساس روايتهاى متعدّد،حضرت على عليه السلام در موقعيتهاى گوناگون حديث ردّالشمس را بيان كرده است،يكى از مواردى كه حضرت آن را براى عدّهاى نقل كرده و به آن براى حقّانيت خويش استدلال نموده،در جمع اعضاى شورايى است كه عمر براى تعيين حاكِم پس از خود تعيين كرده بود،عمر بن خطّاب پس از مجروح شدن،شش تن از صحابه را براى تعيين خليفۀ پس از خود برگزيد، اين شش تن به نامهاى على عليه السلام،سعد بن ابىوقّاص،عبدالرحمان بن عوف،طلحه بن عبيداللّٰه،زبير بن عوام،وعثمان بن عفّان مأموريّت داشتند ظرف مدّت سه روز از ميان خويش يك تن را به عنوان خليفه