81كرده است:
على عليه السلام روز شورا چنين فرمود:شما را به خدا قسم مىدهم،آيا در بين شما كسى وجود دارد كه خورشيد براى وى برگشته باشد، آنگاه كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم سر بر زانوى من خوابيده بود وآفتاب غروب كرد،حضرت بيدار شد وپرسيد:اى على،آيا نماز عصر را خواندهاى ؟ گفتم:نه.حضرت دست به دعا برداشته وچنين گفت:خدايا،خورشيد را براى وى برگردان،زيرا على عليه السلام در حال فرمانبردارى از تو و پيامبرت بوده است.
اين حديث را سيوطى از كتاب شاذان فضلى نقل كرده است. 1
يكى ديگر از كسانى كه داستان احتجاج حضرت به حديث ردّالشمس را نقل كرده صحابى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ابوالطفيل عامر بن واثله است،حاكم نيشابورى به سند خويش از ابان بن تغلب روايت نموده كه وى از ابوالطفيل عامر بن واثله اينگونه شنيده است:
روز شورا در كنار دَر ايستاده بودم وصداى على عليه السلام را مىشنيدم كه چنين مىفرمود:
ابوبكر به عنوان خليفه انتخاب شد در حالى كه من خود را شايسته آن مىدانستم،ولى متابعت نمودم.پس از او عمر انتخاب شد در حالى كه من نسبت به حكومت شايستگى بيشترى داشتم،باز هم اطاعت نمودم،اينك شما تصميم داريد عثمان را تعيين كنيد،ولى من حاضر نيستم از اين تصميم پيروى كنم.
عمر خلافت را ميان پنج نفر قرار داده كه من ششمين آنها هستم،