111«يٰا مَنْ تُحَلُّ بِهِ عُقَدُالْمَكٰارِهِ، وَيٰا مَنْ يُفْثَأُ بِهِ حَدُّالشَّدٰائِدِ، وَيٰا «اى كه گشوده شود بوسيلۀ او گره گرفتاريها و اىكه شكسته شود بوسيلۀ او تندى سختيها و اى مَنْ يُلْتَمَسُ مِنْهُ الْمَخْرَجُ إِلىٰ رَوْحِ الْفَرَجِ، ذَلَّتْ لِقُدْرَتِكَ كه از او خواهش شود براى رهايى يافتن(از غمها و آمدن)بسوى فضاى روح بخش گشايش،كارهاى دشوار در برابر قدرتت الصِّعٰابُ، وَ تَسَبَّبَتْ بِلُطْفِكَ الْأَسْبٰابُ، وَ جَرىٰ بِقُدْرَتِكَ الْقَضٰاءُ، آسان گشته و اسباب و وسايل بهسبب لطف تو فراهم گشته و قضا و قدر به قدرتت جارى گشته وَمَضَتْ عَلىٰ إِرٰادَتِكَ الْأَشْيٰاءُ، فَهِيَ بِمَشِيَّتِكَ دُونَ قَوْلِكَ و همه چيز برطبق ارادۀ تو گذشته است پس تمام چيزها به محض ارادۀ تو بدون اينكه نيازى به گفتن مُؤْتَمِرَةٌ، وَبِاِرٰادَتِكَ دُونَ نَهْيِكَ مُنْزَجِرَةٌ، أَنْتَ الْمَدْعُوُّ باشد مطيع وفرمانبردارند و به محض ارادهات بدون احتياج به نهى و بازداشتن بازداشتهاند تويى كه براى رفع دشواريها لِلْمُهِمّٰاتِ، وَأَنْتَ الْمَفْزَعُ فِي الْمُلِمّٰاتِ، لاٰ يَنْدَفِعُ مِنْهٰا إِلّاٰ مٰا خوانندت و تويى پناهگاه در سختيها دور نشود از آن سختيها مگر آنچه دَفَعْتَ، وَلاٰ يَنْكَشِفُ مِنْهٰا إِلّاٰ مٰا كَشَفْتَ، وَقَدْ نَزَلَ بِي يٰا رَبِّ مٰا را كه تو دور كنى و برطرف نگردد چيزى از آنها مگر آنچه را تو برطرف كنى و براستى اىپروردگار من چيزى بر من رسيده قَدْ تَكَأَّدَنِي ثِقْلُهُ، وَاَلَمَّ بِيمٰا قَدْ بَهَظَنِي حَمْلُهُ، وَبِقُدْرَتِكَ أَوْرَدْتَهُ كه سنگينى آن مرا به زحمت انداخته و وارد شده بر منآنچه بهدوش كشيدنش واماندهام كرده و البته به نيروى خودت آنرا بر عَلَيَّ، وَبِسُلْطٰانِكَ وَجَّهْتَهُ إِلَيَّ، فَلاٰ مُصْدِرَ لِمٰا أَوْرَدْتَ، وَلاٰ من وارد كردى و به سلطنت و قدرت خويش آنرا متوجه من كردى پس آنچه را تو فرستادى بازگرداننده برايش نيست و آنچه راتو