112صٰارِفَ لِمٰا وَجَّهْتَ، وَلاٰ فٰاتِحَ لِمٰا أَغْلَقْتَ، وَلاٰ مُغْلِقَ لِمٰا متوجه ساختهاى برگرداننده ندارد و آنچه را تو بستهاى گشاينده ندارد و آنچه را تو گشودى كسش فَتَحْتَ، وَلاٰ مُيَسِّرَ لِمٰا عَسَّرْتَ، وَلاٰ نٰاصِرَ لِمَنْ خَذَلْتَ، فَصَلِّ نتواند بست و آنچه را تو دشوار سازى آسان كننده ندارد و آن كس را كه تو خواركنى ياور برايش نيست پس درود فرست عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ، وَافْتَحْ لِي يٰا رَبِّ بٰابَ الْفَرَجِ بِطَوْلِكَ، وَاكْسِرْ بر محمد و آلش و بگشا به فضل خود پروردگارا بر من در گشايش را و قدرت تسلطى را كه عَنِّي سُلْطٰانَ الْهَمِّ بِحَوْلِكَ، وأَنِلْنِي حُسْنَ النَّظَرِ فِيمٰا شَكَوْتُ، اندوه و غم بر من پيدا كرده به نيروى خود درهم شكن و خوشبينى خودت را در آنچه شكوه كردم به من عنايت كن وَأَذِقْنِي حَلاٰوَةَ الصُّنْعِ فِيمٰا سَأَلْتُ، وَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً و شيرينى رفتارت را دربارۀ خواستهام به من بچشان و از نزد خويش رحمت و گشايش وَفَرَجاً هَنِيئاً، وَاجْعَلْ لِي مِنْ عِنْدِكَ مَخْرَجاً وَحِيّاً، وَلاٰ تَشْغَلْنِي گوارايى به من ببخش و هم از نزد خود راه چارۀ فورى برايم قرار ده و سرگرمم مكن بِالْإهْتِمٰامِ عَنْ تَعٰاهُدِ فُرُوضِكَ وَاسْتِعْمٰالِ سُنَّتِكَ، فَقَدْ ضِقْتُ به اهميت دادن به گرفتاريهاى دنيا از انجام واجبات و بكار بستن سنتها و دستوراتت زيرا كه براستى اى پروردگار من لِمٰا نَزَلَ بِي يٰا رَبِّ ذَرْعاً، وَامْتَلَأْتُ بِحَمْلِ مٰا حَدَثَ عَلَيَّ هَمّاً، سينهام از اين پيشآمدى كه برايم كرده تنگ شده و براى تحمل اين حادثه سر تا پايم را اندوه گرفته وَأَنْتَ الْقٰادِرُ عَلىٰ كَشْفِ مٰا مُنِيتُ بِهِ، وَدَفْعِ مٰا وَقَعْتُ فِيهِ، و تو بر دفع آنچه بدان گرفتار شدهام و برطرف كردن آنچه بدان درافتادهام توانايى