71
خلق بهانگشت مىكنند اشارت
خواند «هلاٰلاً لَمَّا اسْتَتَمَّ كَماٰلا» 1
در اين ميان دختر بزرگوار على عليه السلام و قافلهسالار اين زنان و بازماندگان داغديده و اسير، آن مناظر رقّت بار را مشاهده مىكند و آن صحنههاى جانخراش را مىبيند، و جرعههاى غمواندوه را فرومى دهد و در دل مىريزد.
از يكسو يادگار برادرش حضرت علىبنالحسين را دستبسته و سوار بر شتر برهنه بهصورت يك اسير دستگيرشده در غل و زنجير مشاهده مىكند! و از سوى ديگر سر بريدۀ برادر عزيز و محبوب خود را كه عشق و علاقۀ به او، زينب را بهاين سفر كشانده است، برفراز نيزه مىنگرد!
خواهران و برادرزادگان و زنان ديگرى را كه آنها را با سروصورت باز و به شكل اسيران خارج از دين اسلام در