60خويش گوشوارهها و گردنبندها ساختند.
درست است كه هند در سال فتح مكه، مانند شوى خويش به اسلام گرويد، ليكن اسلام او، لكۀ اين جنايت را نخواهد زدود و مانع از اين نيست كه پسران او را «فرزندان جگر خواره» بنامند.
* * *
يزيد نوۀ اين هند است. پدر او معاويه خلافت اسلامى را همچون سلطنت روميان كه هر گاه هر قلى مىمرد هرقل ديگر جانشين او مىشد، براى وى به ارث گذارد در حالى كه ميان مسلمانان صحابۀ بزرگوارى بودند و حسين فرزند زهرا و نوۀ خديجه زنده بود.
معاويه حسين و يزيد را نيك مىشناخت و بخاطر همين شناسايى بود كه در آخرين وصيت خود يزيد را گفت:
- من گردنكشان را در مقابل تو خاضع كردم و اسباب كار را از هر حيث آماده ساختم و دشمان تو را در مقابلت خوار نمودم، ولى از سه كس بر تو مىترسم، حسين بن على، عبدالله بن عمر و عبدالله بن زبير.
آنگاه در مقايسۀ اين سه تن با يكديگر، خطر حسين را عظيمتر دانست.
حسين خويش او بود و حقى بزرگ داشت از اين رو فرزند خود را گفت:
عبدالله عمر را بكار عبادت واگذار و ابن زبير را بسختى دنبال كن، اما اميدوارم حسين را كشندگان پدر و خوار كنندگان برادر وى، از تو باز دارند و گمان دارم مردم عراق دست از او برندارند، تا به خروجش وادار