112رخنه نيفكندى به خلاف ميل خود، رسول خدا و فرزندان و خويشان او را مىبينى كه در بهشت گرد هم آرميدهاند.
«گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند، مردهاند بلكه آنان زندهاند و نزد پروردگار خويش روزى مىخورند».
به زودى تو و كسى كه تو را بر گردن مسلمانان سوار كرده است، خواهيد دانست كه جايگاه كدام يك از ما بدتر و سپاه كدام كس ناچيزتر است در آن روزگار پرورگار داور ما و جدم مدعى و دست و پاى تو گواه است.
اگر در دنيا ما را همچون مال بى رنج به دست آوردهاى، روز رستاخيز وام خواه تو مىباشيم در آن روز تو پسر مرجانه را به يارى مىخوانى و او تو را به كمك مىطلبد: و نزد ميزان بهترين توشهاى كه در كنار خويش مىبينى قتل خاندان محمد صلى الله عليه و آله و سلم است آنوقت است كه تو و پيروانت همچون سگان زوزه مىكشيد.
به خدا سوگند جز از خدا نمىترسم و جز براى او شكوه نمىكنم، اكنون اين لكۀ عار را كه با كشتن ما بدامن خود چسبانيدى پاك نتوان كرد.
گويند چون هند دختر عبدالله عامر زن يزيد از آنچه در مجلس شوى وى مىگذشت مطلع شد جامۀ خويش بر چهره افكند و به مجلس آمد و يزيد را گفت:
- اين سر حسين پسر فاطمه است؟
- آرى بر او نوحه كن...!
يكى از صحابۀ پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم چون يزيد را ديد كه با عصا به