45اين ويژگىها و شايستگىها در يزيد بن معاويه نبود. او اصولاً در آن مرتبه از شرف و دانش و والايى، درونى و اكتسابى، بود كه هيچ نمىتوان با يزيد مقايسهاش كرد، همو كه از پيشينيان خويش پَستى، بدخويى، كينهورزى، ستمگرى و بدى را به ارث برده و بدكار و ميگسار بود.
بنابر آنچه مقريزى در خطط آورده، جاحظ او را چنين وصف كرده است:
«چون حكومت به وراثتى استبدادى، به يزيد بن معاويهاى رسيد كه ستمگرى، سركشى و كينهورزى را از پدر و جدّ و ديگر پيشينيان خاندان خود به ارث برده و همۀ ويژگيهاى نكوهيده و خوى و سرشت گناهبار اموى در او گرد آمده بود، به استمرار و تكميل سياست پدر و جد خويش پرداخت و كينه و دشمنى خود را متوجّه سبط دوّم پيامبر، حسينبن على عليهما السلام ساخت كه چون از او و پدرش به خلافت سزاوارتر و سزامندتر بود به سختى از وى بيم داشت. يزيد در اين انديشه و اين وسوسه شد كه زشتترين جنايتى را دربارۀ او انجام دهد كه از ياد آن تن انسان به لرزه مىافتد.» 1شيخ ازهر، محمود ابوريه نيز در وصف يزيد چنين مىنويسد:
«اين يزيد اهل بيهوده گذرانى و خوشگذرانى بود و با پرده درى در لذّتجويى فرو غلتيده بود. مادرش ميسون مسيحى او را با خود به ميان قبيلهاش كه در اطراف تدمر بودند مىبرد و او در آنجا ميگسارى مىكرد و به خوشگذرانى مشغول مىشد. او را يزيد ميمونباز مىناميدند.» 2در جاى جاى كتابهاى تاريخ و منابع غير شيعى متنهاى مطمئن وجود دارد كه بيانگر وضعيت يزيد و ايستار او در برابر اسلام است، تا مباد كسى به دفاع برخيزد و بگويد: اينها اتّهامهايى است كه شيعه بر يزيد وارد ساخته است.
به ديگر سخن، همۀ مورّخان، خواه پيشينيان و خواه پسينيان، بر فساد و پرده درى يزيد اجماع و اتّفاق نظر دارند و تنها شمارى حرامخوار كه شكم بر سفرۀ امويان سركش