275را نيز بازسازى كردند. او يگانه يلى پيكارگر و توانمند است و هموست عباس كه به سان شير بيشهاش بينى.»
اصولاً در گذر تاريخ چنين بوده است كه هماره نيكوكارانى برخوردار، به آباد كردن، نوسازى و بزرگداشت مساجد و مزارها روى مىآوردهاند تا از اين رهگذر شعائر الهى را بزرگ بدارند و اين مكانها بتواند شايستۀ پذيرايى از نمازگزاران و پرستش كنندگانى شود كه آنجا گرد مىآيند، دعا مىخوانند و از خداوند خير و بركت و آمرزش مىطلبند و براى خود و بستگانشان - خواه زندگان و خواه در گذشتگان - رحمت و رضوان الهى را مىخواهند. بدين ترتيب، بناى مسجد و مزار و همانند آن، صورت وظيفهاى شرعى به خود مىگيرد كه نه فقط انجام آن جايز، بلكه لازم و واجب نيز هست.
قرآن كريم خود از چنين كارى سخن به ميان مىآورد؛ آنجا كه در داستان اصحاب كهف مىگويد:
قٰالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلىٰ أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً . 1در سنت شريف هم سخن از مشروعيت اين كار است، آنجا كه مىگويد: چون عثمان بن مظعون را به خاك سپردند، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: بر روى قبر در قسمت بالاسر سنگى بگذارند تا نشانى بر آن مرقد باشد. اين گرامىداشتى از سوى خدا و رسول در برابر شهيدان گرامى و سپاس بر جهاد و فداكارى و جانبازى آنان در راه خدا و برپا داشتن معروف و زدودن و دوركردن منكر است.
ابوالفضل، عباس بن على عليهما السلام نيز از شايستگان اين سپاس و تقدير است و او را سزاست بر مرقدش چنين بنايى بسازند تا هرگناهكار توبه كارى آنجا توبه و عفو جويد و هر حاجت خواهى برآورده شدن حاجت خويش آنجا بجويد. او را صحن و گنبد و بارگاهى است كه باور داشتگان خدا و رسول و كسانى كه به ولايت اهل بيت سر سپردهاند آهنگ آن كنند و عباس بن على را زائر باشند. بزرگ مردى كه در برابر طاغوت روزگار