267بنو شهيد از جمله فرزندان حمزهاند و ابو طيب محمد بن حمزه يكى از آنهاست. وى در مردانگى گذشت و بزرگوارى، صلۀ رحم و صله و انفاق از كاملترين و برترين كسان بود و دانشى فراوان و موقعيتى درخور داشت. او در يكى از شهرهاى طبرستان به نام «اَردن» املاك و اموالى فراهم آورد و همين امر حسادت طغج بن جف فرغانى را بر ضد او بر انگيخت. طغج لشكرى بدان سامان روانه كرد و او را در ماه صفر سال 291 ه . ق. در يكى از باغهاى خود در طبرستان كشتند. شاعران در غم او مرثيه گفتند.
از آن جمله مجدى در قصيدۀ ميميۀ خود مىگويد:
أي زرءٍ جنىٰ على الإسلام
أي خطبٍ من الخطوب الجسام 1
مرزبانى براى او شرح حال نوشته و در اين شرح حال آورده است: او شاعرى بود كه بسيار به پدران خويش افتخار مىكرد. وى در روزگار متوكل و زمانى پس از آن زيست و هموست كه در ابياتى از شعر مىگويد:
واِنّي كريم مِن أكارم سادة
علّامۀ امينى در «الغدير» 3 و همچنين خطيب در «تاريخ بغداد» براى او شرح حال آوردهاند و اخيرى مرگ او را به سال 287 ه . ق. دانسته است. 4عبيداللّٰه بن حسن بن عبيداللّٰه بن عباس سقا، همان كسى است كه محمد بن يوسف جعفرى دربارهاش مىگويد: من پرهيبتتر، پرفروغتر و با مروتتر از عبيداللّٰه بن حسن