266ابومحمد قاسم بن حمزه يكى از فرزندان حمزة بن حسن است. او كه جمالى بسيار و جايگاهى بلند داشت در يمن مىزيست و به كنيۀ ابومحمد و لقب صوفى خوانده مىشد. او خود فرزندان و نوادگانى داشت كه از آن جملهاند: حسين بن على بن حسين بن قاسم كه به سمرقند رفت، حسن بن قاسم بن حمزه كه ابوالحسن على بن حسينبن حسن بن قاسم قاضى طبرستان از فرزندان اوست، عباس، على، محمد، قاسم و احمد. به هر روى بنى قاسم بن حمزه خود داراى نسلى و خاندانهايى شدند.
اما عباس بن حسن بن عبيداللّٰه بن عباس، ديگر فرزند حسن بن عبيداللّٰه، سخنور و خطيبى توانمند و شاعر بود. ابو نصر بخارى مىگويد كه هيچ فردى هاشمى نديده كه زبانى تيزتر از او داشته باشد. او نزد هارون جايگاهى داشت و چونان كه شيخ عمرى مىگويد از طريق چهار تن نسلش ادامه يافت. احمد، عبيداللّٰه، على و عبداللّٰه.
اما ابو نصر بخارى گفته است: نسل او تنها از طريق عبداللّٰه بن عباس ادامه يافت و نسل ديگر فرزندان او از ميان رفت و منقرض گرديد. اين عبداللّٰه بن عباس شاعرى توانمند و خطيبى سخنور بود و مأمون او را گرامى مىداشت، تا جايى كه او را شيخبن شيخ مىناميد و چون خبر مرگش شنيد گفت: اى پسر عباس، پس از تو مردم همه نزد من همسانند و آ نگاه در تشييع او پاى پياده شركت كرد. عبداللّٰه بن عباس بن عبداللّٰه - همين عبداللّٰه اخير - يكى از نوادگان اوست. مادر وى افطسى بود و از همين روى فرزندان او را ابن افطسيه ناميدهاند. وى خود شاعر بود و اين ابيات از شعر اوست.
واِنّي لأستحيي أخي أن أبره
نسل عبداللّٰه بن افطسيه از طريق ابوالحسن على و نسل ابوالحسن نيز از طريق دو پسرش ابومحمد حسن و ابوعبداللّٰه احمد ادامه يافت.
حمزة بن عبداللّٰه بن عباس، از جملۀ همين نسلاند كه در طبرستان زاد و ولد كردند.