26از آبادىهاى بابل را در برمىگرفته. استاد «آنتوان بارا» در تفسير واژۀ «كوربابل» مىگويد: اين دو واژه به واژۀ كربلا تغيير يافته و بدينسان فشرده شده است. بابل، چونان كه در پيشگويىهاى اشعياى نبى آمده، صحراى درياست؛ جلگهاى پر وسعت كه فرات از آن مىگذرد و بركهها و آبگيرهاى فراوانى دارد، بدان پايه كه بيننده مىپندارد اين «بيابانى بر روى دريا» است.
منطقۀ كربلا منطقۀ بيابانى گرمى است و فرات از آن مىگذرد و آبگيرهاى فراوانى دارد. از همين روى، نامگذارى آن به «صحراى دريا»، همانند نامگذارى آن به «كوربابل» است.
آنتوان بارا، همچنين، «كوربابل» را مركّب از دو جزء «كور» و «بابل» مىداند و كور را به ابزارى كه آهنگر براى دميدن در آهن، از آن بهره مىجويد معنى مىكند و بابل را نيز به معناى صحراى گرم مىداند. برپايۀ اين تفسير، كوربابل به معناى شعلههاى حرارت صحراست، همانند شعلهاى كه از دميدن دمۀ آهنگر برخيزد. 1سرانجام، برخى هم مدعىاند كربلا واژهاى آرامى و برگرفته از «كرب ايلو» است كه خود نام معبدى بوده و از دو جزء «كرب» و «ايلو» تشكيل شده و اين دو در زبان آرامى به ترتيب، به معناى پرستشگاه، حرم يا مصلى و خداوند. و بر اين پايه، معناى اين لفظ «حرم خداوند» يا «پرستشگاه معبود» است.
انستاس كرملىِ كشيش، كربلا را به واژۀ «كرب ولا» برمىگرداند.
در اين ميان ياقوت حموى واژۀ كربلا را به ريشۀ عربى بازمىگرداند و معانى ويژۀ اين واژه در زبان عربى را بدان مىدهد و اين ديدگاه از نظر دكتر مصطفى جواد پذيرفته نيست.
به هر روى، اگر بخواهيم واژۀ كربلا را به قالب ساختارهاى واژگانىِ زبان عربى ببريم، براى اين ساختار و ساختارهاى همانند، معانى فراوانى خواهيم يافت كه مهمترين آنها از اين قرار است: