188مىداشت لازم بود گلدسته از همان نقطهاى كه آسيب ديده است تعمير و نوسازى شود نه اينكه آن را از پايه ويران كنند.
هنوز هم برخى از پيران كه آن روزگار را به ياد دارند از تلخى خاطرۀ ويران شدن گلدسته مىگويند و از آن اظهار دلآزردگى مىكنند. در اينباره شاعران عراقى نيز مرثيههايى گفتهاند.
در كتاب «تاريخ كربلا» در اين زمينه چنين آمده است:
«مئذنة العبد خلأ بزرگى در مجموعه بناهاى حرم پديد آورد و حسرتى دايم در دلهاى دوستداران تاريخ و فرهنگ و هنر بر جاى گذاشت. ويران كردن اين گلدسته رخدادهايى را مىمانست كه به دست مهاجمان و وهابيان براى حرم امام حسين عليه السلام آفريده شده بود و دلها در اندوه اين رخداد تلخ نشست و شاعران در فقدان آن رثا گفتند.»
هم در كتاب «مجالى اللطف بأرض الطف» دورههايى از بنا و ويرانى و بازسازى و سرانجام از ميان رفتن كامل را كه بر اين گلدسته گذشته آورده و سپس ابيات شعرى بدين مضمون نقل كرده است:
«منارةالعبد ويران شد و از آن هيچ نام و نشان نماند.
بدين بهانه كه گفتند: شالودهاش سست شده است. اين رخداد به سال پنجاه و چهار در روزگار حاضر صورت پذيرفت.
اما آن گلدسته مىتوانست استوار بر پايههاى محكم خود بماند. در همان سمت چپ كسى كه به زيارت حضرت عباس مىرود.
و متصل به ديوار غربى و بر دروازۀ صحن حرم سبط پيامبر صلى الله عليه و آله يا نزديك آن.» 1سيد على بن حسين هاشمى خطيب نيز در چند بيت شعر ماده تاريخى براى ويرانى