92منوّره» است، و چهار عدد ديگر نذر «مكّه طيّبه» است، در خارج شهر «شام» مىگذارند و هشتصد 1 من روغن زيتون است، كه در شهر «شام» بايد عمل آورده و ميان شيشهها گذارده، و در صندوق شترى بسته، در جاى خارجى حاضر باشد، كه روغن مزبور بالمناصفه، نذر روشنايى «مدينه» و «مكّه» است، كه هر دو نذر «پادشاه روم» است، مستمراً بايد همراه حاج روانه گردد.
روز «معين بيستم شهر شوّال، بايد جميع بزرگان شهر «شام» نيّت كرده، علما و فضلا حاضر باشند، با جمعيت و ازدحام زياد، مشعلها در روز روشن مىكنند، شمعها در دست گيرند، يك دسته با دعا و ذكر، يك دسته با ساز و نواز، آن شمعدان روغن نذرى را، به اين تفصيل وارد سراى «پاشاى والى شام» مىنمايند.
روز سيزدهم شوّال، باز به همان جمعيت، بلكه زيادتر، كه باز دكان چيده مىشود و جمع مىشوند در قلعۀ وسط شهر «شام»، كه مثل ارك است، و انبار دولتى از قبيل اسباب حرب و ساير، در آن قلعه جمع است، قلعهاى است كه «معاويه» براى همين كار، در ميان شهر ساخته است، يك جا از سنگ تراش است و بسيار محكم، كه در آن جا «محمل شريف»، كه عبارت از كجاوه است ظاهراً، ولى مثل يك سرمناره است، به عبارةٍ اخرى، «محمل جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله » بوده است، و در آن قلعه، باز سنجاق شريف است، يعنى علم مبارك «جناب رسول خدا صلى الله عليه و آله »، بسيار زينت مىدهند، چنانچه هر دو را، روز سيزدهم «محمل شريف»، را بيرون مىآورند.
و روز چهاردهم «سنجاق شريف» را، باز به همان جمعيت و احترام، يكى يكى داخل سراى مىكنند، و براى هر كدام، از بابت احترام است يك تير توپ خالى مىكنند، بعد آنها را وارد سرائى كه محل و مقر «ولايت شام» است مىكنند.
روز پانزدهم شوّال ديگر معركهاى است، جميع مرد و زن «شام»، از بابت ثواب و تماشا بايد حاضر باشند، در درِسراى «عمارت پاشا» تا دو فرسخى، هر چه لشگر توپخانه و نظام كه حضور دارد بايد حاضر باشد، آن روز امير حاج مزبور، «صرّه امينى»، و «كيلار امينى» بايد چكمه پوشيده، در سراى «پاشا» حاضر باشند، بعد از آن كه همه حضور بهم