91هستند خواهند ماند، و كسانى كه به حج بايد بروند، از روز مزبور تجاوز نمىتوانند بكنند.
امير حاج دولت روم
شرح بيرون رفتن «امير حاج دولت روم»، و «صرّه امينى» و «كيلار امينى»، و بيان شغل و منصب ايشان در اين سفر خيريت اثر، از اين قرار است:
اولاً معنى امير حاج اين است كه هر سالى در وقت رفتن «مكّه»، از جانب «دولت روم»، يك نفر پاشاى عاقلِ داناى جهان ديده، مأمور مىشود، شأن آن «پاشاى امير حاج»، مثل «والى خراسان و فارس»، بايد چنان شخصى باشد و پيش از ورود حاج، امير حاج از «اسلامبول» يا از ممالك ديگر كه امير مىشود، وارد شهر «شام» مىگردد و جميع اختيار همه «حاج رومى» و «ايرانى» و «هندى» و «عرب» و «عجم» با اوست.
و در هر ملك از عرض راه كه عبور مىكنند، حكم مىتوانند نمايند. حتى عزل و نصب حكام ولايت كه در سر راه هستند.
و مختار كل «صرّه امينى»، به اين معنى است كه به اصطلاح ايران خزانه دار باشد، و آدم امين را منصب «صرّه امينى» مىدهند، يعنى مخصوص «خزانهدار مكه» است، ولى تحت حكم امير حاج است، قريب بيست هزار تومان تحويل «صرّه امينى» مىشود، كه در عرض راه صرف شود، و موقع مصارف آن وجه، در مقامش عرض خواهد شد، «صرّه امينى» از شهر «اسلامبول» مأمور مىشود، و «كيلار امينى» بايد از شهر «شام» و از بزرگان اهل آن مملكت مأمور مىگردد، چرا كه هم زبان عربى بداند، و هم مكرّر راه «مكّه» را ديده باشد. و شغل «كيلار امينى» اين است كه در حقيقت، سورساتچى عسكر است، و هم بلدباشى راه است، اين سه نفر رئيس حاج هستند، بايد در روز پانزدهم شوال از «شام» بيرون روند، به اين تفصيل:
اولا، روز بيستم شهر مزبور، هشت عدد شمع كافورى، كه وزن هر عدد پنجاه من تبريز است، [كه] ميان جعبهاى، مثل تابوت نعش است، هر دو شمع بار يك نفر شتر پر قوّت است، از «اسلامبول» مىآورند همراه امير حاج، چهار عدد آن شمع نذر «مدينه