59«ارزنة الروم» فرستاده بود، بارى به اصرار «قونسولها»، عين فرمان را «بحرى پاشا» فرستاد. مردم در ميدان «مراد پاشا» جمع شده خواندند و عموماً سمعاً و طاعةً گفتند، و روز ديگر مجلسى منعقد كرده، چهل نفر از اشرار و الواط را گرفته، منشأ فتنه و فساد قلمداد نمودند، و آنها را مغلولاً به «اسلامبول» فرستادند. بعد از پانزده سال، از آن چهل نفر، شش نفر به «ارزنة الروم» برگشت و «اسعدپاشا» عزل شد، و «اسلامبول» كه رفت، منصوب به حكومت «موصل» گشت.... .
و در جاى «اسعد پاشا» «بحرىپاشا» با رتبۀ وزارت، والى ولايت «ارزنةالروم» نصب گرديد. «اميرنظام» ادعاى ديت شرعيۀ مقتولين، و غرامات خسارت خود را نمود، يك ماه طول نكشيد كه «يوسف بيگ» - اين همان «يوسف پاشا» است كه در جنگ «سيواستاپول» در «سلستره»، بعد از اظهار رشادتها كشته گشت - به «ارزنةالروم» آمد، پانزده هزار مجيدى طلا را به پنج مجمعى 1 ريخته، موزيك پيش، و «بحرى پاشا» و «سليم پاشا» و «شكرى پاشا» و «عارف پاشاى» وزير دربار، كه از اسلامبول براى ترضيت آمده بودند، با لباس رسمى به منزل امير برده ترضيه 2 دادند.
اما بعد از عقد مصالحه و رفتن وكلاى اربعه، «بحرى پاشا» بناى بدرفتارى را در حق اعيان و اشراف و اهالى گذاشت، حتى كشتن چند نفر از اشراف بلده را در بازى «قطنه» به آدمهاى خود سپرد، ولى يكى از آدمهاى «پاشا»، خيال «پاشا» را به اعيان رسانيدند، و اعيان نيز به قدر هشتصد تومان جمع كرده، به زر خريد «پاشا» داده، او را قربان يك گلوله ناگهانى نمودند. (انتهى)
دليب 3
منزل دوازدهم دليب، بيست فرسخ است، چاپارخانه است، ده بسيار محقر كثيفى است.