58بودن اردو از منزل امير بود، چه اردوى نظامى در موقع معروف، به «قواق» چادر زده بودند، و اردوگاه يك فرسخ و نيم دور از اين نقطه است.
آنگاه كه سرباز رسيد، مردم پراكنده شده، روبه «كول باشى» كه كاروان سراهاى ايرانيان در آنجا است، به جهت تاراج متوجه شدند. «شكرى پاشا» نيز امير و بستگان ايشان را از منزلشان برداشته، به اردوى نظامى برد، و يك دسته قشون هم، از براى حفظ منزل سفير قراول گذاشت.
و يك فوج را نيز به سردارى «اسلام بيگ» سرتيب، به «كول باشى» ارسال داشت.
همين فوج كه به «كول باشى» رسيد، شورشيان پراكنده شدند. همين فوج، قراولى شهر را در عهده گرفت، چون در همان روز اين فقره را، «انورى افندى» و «اسعدپاشا» و سايرين به دولتهاى خودشان نوشتند، بنا به امر باب عالى، به سردارى هفت فوج و يك بطرى توپ، و يك فوج سواره «بحرى پاشاى» امير تومان، مأمور تنبيه اهالى «ارز روم» شده، از «خرپوت» كه آن وقت مركز اردوى چهارم بود، در ظرف هفت روز به «ارزنةالروم» آمد و در «قواق» اردو زد، و شبانه در تمامى معاقل 1 و دروازهها قشون گذارده، دخول و خروج مردم را منع نموده، و به خيال اين كه مردم اين شهر اظهار طغيان نموده، شروع به مقاتله مىنمايند، «قونسولها» و «وكلاى دول اربعه»، و «عملۀ حكومت» و «خلفاى ارامنه»، و «كاتوليك» و «اورتودوكس»، و «كشيشها» و دخترانِ تَرْكِ دنياى رم را، به اردو دعوت كرد، اما اعيان و اشراف مملكت به خروج آنها مانع شده، گفتند كه «بحرى پاشا» شخصى است چركس و كينهجو، و از فقرۀ قرعه كه ناحقى مىكرد، او را قبول نكرديم از ما دلگير [شد]، ما به شماها مىگوييم، اول فرمان همايون كه در حق اهالى اين مملكت صادر شده به ما بدهد، مىخواهيم هرچه حكم است، اطاعت داريم. بنابر اين «بحرى پاشا» صورت فرمان را فرستاده، مردم قبول نكرده، اصل فرمان را مىخواستند.
چون موافق به اصل نبود و قبل از وقت، صورت فرمان از «اسلامبول» به