143نوكرها بى آقا، خانمها بى كنيز، كنيزها بى خانم، زنها بىشوهر، شوهرها بىزن، «حاجى ابوالقاسم مظهرى تخلّص»، يكه و تنها مانده، تخته روان و كجاوه و مال بار كرده، و بار بى صاحب ريخته، جاى خود دارد، اسب زين كرده و قاطر سوارى قدرت حركت نداشت، ساعتى عشر فرسخ حركت مقدر نبود، در اين حالت باران شديد باريدن و باد سخت وزيدن گرفت.
حريف مجلس ما خود هميشه دل مىبرد
على الخصوص كه پيرايهاى به دو بستند
جميع مردم به ذكر شهادتين مشغول، و به ختم «إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ » كمر بستند، آن روز از طلوع تا غروب هميشه در حركت بوديم، چهار فرسخ راه طى شد، بعضى ميان گل خوابيدند، بعضى شب به سياه چادر رسيدند، بعضى از گرسنگى و سرما هلاك شدند، تخته روان «حضرت مهد عليا» در نيم فرسخى زمين خورد، قرب نيم فرسخى پياده تشريف بردند، بعد لاعلاج شده سوار اسب، با چار پنج نفر از خاصان، خود را به سياه چادر اكراد رسانيده، شب را به يك نوع پريشانى و بدگذرانى صبح نموده.
منزل نهم قراباغچه
روز ديگر با همان چهار پنج نفر حركت نمودند، ربع فرسخى كه رفتند باز تخت مىشكند، باز قدرى پياده و قدرى سوار اسب مىروند، تا مغرب به منزل نهم «قراباغچه» 1كه قشلاق كردنشينى است مىرسند، دو شب را در خانههاى قشلاقى به سر مىبرند، از عقب ماندهها خبرى نمىرسد، ناچار با همان چند نفر حركت كرد، كسى كه در مدت عمر سوار اسب نشده، و پائى كه بجز روى فرش پياده نرفته بود، در روى اين سنگهاى درشت، پياده و گاهى سواره قدم مىزد، آن قليل جمعيت از شدت سرماى زمْهَريرى متفرق شدند، خودشان تنها، نه فرسخ راه را به اين زحمت رفته، يك ساعتى [از] شب [رفته] وارد شهر [ديار بكر شدند].
منزل دهم دياربكر