103«عرببنىلام»، سنگ ريز كرده، سد مىنمودند، اما «سُلطان سليمان» قلعهاى در بالاى چاه آن ساخت و محافظ گذاشت، آب را از چاه كشيده به بركهها مىريزند تا كه بركهها پر شوند، همين «اُخَيْضر»، در نصف راه «مكه» و «شام» واقع است، و تسلط «بنى لام» رفع شد.
از آنجا [به] «بركة المعظّم» 1 كه بركهاى است در برّيه از سنك، و بسيار بزرگ و از باران پر مىشود، از بناهاى «ملك المعظم عيسى» است، از «ايّوبيه»، از آنجا به «مغارش الزّير» 2 كه «اقرح» هم مىگويند و نيم مرحله است، و از آنجا به «جبل الطاق»، [كه] مقتل شتر «حضرت صالح عليه السلام » در آنجا است، و محل مقتل موسوم به «مزحم» است، از آنجا رو به شرق كرده به سرعت و هلهله مىروند، از «مبرك النّاقه» عبور مىكنند، بعد در «حِجْر» كه «مداين صالح» هم مىگويند، اوتراق مىكنند.
از آنجا «قراصالح» كه در كمره كوه، خانههاى «قوم صالح»، منحوت در سنگ ديده مىشود، چاههاى زياد دارد، اما خوردن آب آنها را «حضرت رسول» [صلى اللّٰه عليه و آله] نهى فرمودهاند.
از آنجا به «عُلا» كه قصبچهاى است در نه فرسخى «مداين صالح» [مىروند كه] آب و هواى خوب، و باغهاى مرغوب دارد، و از آنجا به «قطران» 3 كه «طوامير» هم مىگويند [مىروند. طوامير] در ميان كمرهاى كوه واقع، بسيار سخت و بى آب است، [از آنجا] عبور مىكنند.
از آنجا به «شعب النّعام» كه آبش آب باران است و در هر دو طرف راه، آب جارى هم هست رفته [آب] مىآورند. از آنجا به «هَدِيّه» كه چمن است، و هر جا را كه حفر نمايند، آب بيرون مىآيد، اما آبش مسهل است، و سبب آن كه، در آن چمن سنا مىرويد.
از آنجا به «فحلتين» 4 دو تپه كوچك است، آب ندارد، بالاى اين تپهها كوه بزرگى