102رفته از رود «لجون» كه پل معتبرى دارد، آب مىآورند. از آنجا به «حسا» كه منزلگاه با آبى است رفته، رو به شرق شمال كرده، در «كرك» منزل مىنمايند، در اين منزل از «شوبك»، از براى حجاج مايحتاج آورده، مىفروشند.
اين «شوبك» جايى است با صفا، در ميان درّۀ چمنزارى واقع، آب فراوان و گوارائى دارد، كاروان سرا و قلعه و پل استوارى و باغاتى دارد، از آنجا به «ظهر عُنَيزه» مىروند، از اين منزل باغات و قلعه «شوبك» ديده مىشود، اما از «كرك» تا به «ظهر عُنَيزه»، راه خيلى بد و كج و معوج است، از آنجا نيز به «معان» رسيده اوتراق نمىكنند.
از «شام» تا «معان» هفتاد و دو فرسخ يعنى ده منزل است.
معان
اين «معان» قصبۀ كوچكى است، در قديم الّايام «بنى اميّه» ساكن بودند، «عباسيان» خراب و قتل عام كردند، محض رفاه حجاج، «سلطان سليمان قانونى» فرمود قلعهاى ساختند، و آبى پيدا كرده جارى نمودند، اما گوارا نيست، و از اطراف بعض خانهها[خانوادهها] را آورده، در اين جا مسكن دادند.
از معان به «ظهرالعقبه» كه «عبّادان» هم مىگويند، و مَثَل (ليس وراء عبّادان قريه) منسوب به اينجا است، و از اين جا به «طبيليات» كه نخلستان دارد مىروند، از طبيليات به «ذات حج» 1 كه «حجر» هم مىگويند، نخلستانى دارد، اما بيابانى است، «سلطان سليمان قانونى» قلعه ساخته، و آبش را جارى نموده است، به واسطۀ همين آب، اهالى قلعه زراعت مىكنند.
از آنجا به «قاع البسيط» معروف به «عرايد» كه جايى است شنزار و تپه دارد، كه عرب «اكاشر» مىنامند و از آنجا به «تبوك» مىروند، از آنجا به «معابر القلندريّه»، تپۀ كوچك و جاى بى آبى است، و از آنجا به «اُخَيْضر» 2 كه تنگهاى است، گاهى