234
خاطرات شيرين سختى راه را آسان مىكند
هشت سال پس از اين سفر، محمد - ص - را مىنگرد با ده هزار مجاهد مؤمنِ خود، اين بيابان را مىپيمايد.
دو سال پس از آن (در سال دهم هجرى) با صد هزار مسلمان از مسجد شجره محرم شده براى حجۀالوداع روانند. بانك لبيكشان دنياى شرك را مىلرزاند! در همين سفر است كه از حجۀالوداع بازگشته، در ميان آفتاب سوزان غدير خم، بالاى جهاز شتر ايستاد. هزارها مردم در سايۀ شترها ايستاده و نشستهاند. تكميل دين را اعلام و حقوق خود را بيان مىنمايد و آنگاه شرايط و اوصاف سرپرست مسلمانان را با نشان دادن شخصيت عالى على - عليه السلام - معرفى مىفرمايد!
تذكراتى كه منازل و مراحِل اين بيابان، در ذهن برمىانگيزد، بوى ايمان و توحيد و صفايى كه از فضا و غبار اين بيابانها به مشام مىرسد، سختى راه و توقف پى در پى ماشين و بداخلاقى و بهانهجويى شوفر را آسان مىكند. كاش قدرت داشتم، اين بيابان را پياده مىپيمودم و اين منازل و جاهاى الهامبخش را از نزديك مشاهده مىكردم!
ماشين گاهى با سرعت شنزارها و سنگستانها را از زير چرخهاى سنگين مىگذرانَد و گاهى بعد از خرابى و پنچرى، در زير آفتاب سوزان يا كنار قهوهخانهاى توقف مىكند.
در قسمت اول اين بيابان، از طرف مكه، فرسخها راه، يك برگِ سبز و يك منظرۀ خرّمى به چشم نمىآيد! در قسمت دوم كمكم درختهاى سبزِ سدر و خار و دامنۀ سبزِ كوهها به نظر مىرسد. در اين