66فضاى مناسب را براى عبادت و خلوت او فراهم آورد.
آثار حمل نمودار شد و خديجه از شادمانى در پوست نمىگنجيد! هيچ زنى از قريش چون خديجه اشتياق حمل نداشت. چرا شادمان نباشد؟! در حالى كه در چهلسالگى همسر صادقِ امين و زبدهاى را يافته كه زيور جوانان مكه است. از اينرو شتابان نزد شوهر آمد تا بشارت حمل را بدهد! نُه ماه گذشت، تمام اميدش را به تولّد نوزاد دوخته و پيش از اينكه نوزاد بيايد براى او دايهاى برگزيده بود! انتظار بهپايان رسيد و پدر گرامى نيز شوق ديدار جگرگوشۀ خود را داشت. ديرى نگذشت كه قابله آمد و نويدِ تولدِ دخترى را داد، بعد از آن خبر، قلبش آرام گرفت و به موهبتِ خداوندى شادمان شد و خدا را سپاس گفت كه فرزندى به او داده است و جهت سلامتى زوجۀ گرامىاش شكرگزارد و آنگاه او را «زينب» نام نهاد. 1
پيامبر صلى الله عليه و آله از اينكه خداوند فرزند دخترى به او داده است، اندوهگين نشد، چنانكه رسم جاهليت چنين بود، بلكه با شادمانى و مسرّت به استقبال او رفت و در اين تولد قربانىها كرد! و خانۀ آن دو همسر، شاهد روشنى و شادى بيشترى گرديد. طولى نكشيد كه زينب از تنهايى درآمد و مولود جديدى بنام رقيّه ديده به دنيا گشود و پدر و مادر با