264است! فاطمه اين سخن را با پدر در ميان نهاد، پيامبر فرمود: «اگر دِگر بار چنين گويد، در پاسخ او بگو: «مادر من با پيامبر ازدواج كرد در حالىكه او همسرى نگرفته بود!»
4- ابن حزم نقل مىكند كه: عبداللّٰه بن عمر و فاطمه دختر پيغمبر و ساير صحابه صدقاتشان را در مدينه وقف نمودند و اين از آفتاب روشنتر است و احَدى از آن بىخبر نيست؛ بردن نام فاطمه عليها السلام از سوى ابن حزم دليل بر منزلتِ فقهى اوست، اگر در كتابهاى روايى تتبّع كنيم موارد بسيارى از فقه و درايتِ فاطمه را خواهيم يافت كه به اعترافِ اهل تحقيق، بهصورت يك كتابِ مستقل مىتوان ارائه داد. ابن حزم، اصرارِ فاطمه را بر اينكه جَسَدش پس از مرگ، هنگامِ حمل براى دفن، ديده نشود، آورده است و مىگويد: «فهم دقيق او نسبت به اين امر و اعلام آن، بسيارى از فقهاى مسلمين را بر آن داشته كه به استحبابِ اين مطلب فتوا دهند!» علماى شافعى و حنبلى نيز گفتهاند: «كه سُنّت است هنگامِ نهادَن جنازۀ زن در قبر و لَحَد، آن را از نظرها استتار كنند.» بالأخره حضرت فاطمه داراى روحى دانا و فهمى دقيق نسبت به اسلام و احكام آن بود. و شايد كسى كه به تَتَبّع، كتابهاى روايى بنگرد، بر بسيارى از موارد فقه و بينش دقيقِ حضرت فاطمه، زهراى بتول عليها السلام برخورد كند.
آقاى «محمد منتصر كتانى» در فقه و درايتِ فاطمه عليها السلام ، به نقلِ قضاياى بسيارى پرداخته است و نيز همۀ كسانى كه از فقهِ حضرت فاطمه عليها السلام سخن گفتهاند، اين موارد را ياد كردهاند. هرگاه به گوهرِ والاى حضرت زهرا عليها السلام بينديشيم و نقشهاى مهمى را كه به ايفاى آن قيام كرده، بنگريم و كارهايى را كه بدان اقدام نموده، از نظر بگذرانيم، خواهيم ديد كه او با فقهِ كامل از كتاب خدا و سنّتِ رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله عمل مىكرده و اصرار داشته كه همۀ اعمال و رفتارش، تابعِ سُنَّتِ مصطفى صلى الله عليه و آله و هدايت آن حضرت باشد.
بنابراين، هنگامى كه فقه او را مىنويسيم، در حقيقت چهرۀ انسانى را ترسيم مىكنيم كه متفقّه در دين است. امّا او به جاى اينكه براى فتوا دادن بنشيند، حيات و زندگىاش، تعبيرى از فقهِ نبوّت بود، كه آن را از مصطفى صلى الله عليه و آله گرفته بود و به اين گونه، نمونهاى بود از زنِ مسلمانِ صالح و كامل كه از آن رود عظيم بهره گرفته است و از اخلاقِ پدر و مادرش كسب فيض نمود، و در مكتب و مدرسۀ نبوّت نشو و نما يافت و به آن اعمالِ بنيادين - كه