150با همان سبكِ بناى مسجد، از خشت و تنۀ درختِ خرما در شرق، قسمتِ جنوبىِ مسجد، ساختند. و اين همان جايى است كه بعداً مكانِ قبرِ شريفِ آن حضرت شد.
حجرههاى ديگرى در مجاورت اينها ساخته شد، كه ششتاى آن به همسران آن حضرت تعلّق داشت و حجرۀ ديگر به حضرت فاطمه عليها السلام و خواهرش امّ كلثوم؛ - همانجا كه الآن با شبكههاى فلزى، از چهار جانب پوشانده شده و حجرۀ نبوى را كه مشتمل بر قبر شريف آن حضرت و قبر شيخين است دربر مىگيرد. -
هرگاه پيامبر ازدواج مىكردند، در كنار حجرۀ سوده و عايشه براى همسر جديدِ خود حجرهاى مىساختند كه از نظر مساحت و شكل، با ديگر حجرهها همسان بود و چون فضاىِ شرق مسجد گنجايش نداشت، سه حجره در شمالِ مسجد ساختند: يكى براى جويريه دختر حارث، ديگرى براى رمله دختر ابوسفيان و سومى براى صفيّه دختر حُيَىّ.
اما حجرۀ زينب دختر خزيمه كه در سال سوم هجرت، پيامبر او را به همسرى گرفتند و پس از چند ماه وفات كرد - بنابر اصحّ اقوال - به امّ سلمه داده شد.
هر حجرهاى كه ساخته مىشد، «حارثه پسر نعمان» - كه در همسايگى مسجد خانه داشت - قسمتى از خانۀ خود را رها مىساخت و عقب نشينى مىكرد، و چون نُه حجره براى همسران پيامبر ساخته شده بود كه حجرۀ عايشه را تا درِ مسجد نيز شامل مىگرديد، ديگر جايى براى ساختن حجرۀ جديد، باقى نمانده بود، لذا براى «ميمونه» خانهاى در يكى از باغهاى مدينه بنا كردند كه از حجرههاى همسران فاصله داشت و در آنجا ساكن شد، تا پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله كه بعداً به مكه نقل مكان كرد و در محلى به نام «سرف» درگذشت و در همان مكان كه خيمهاى هنگام ازدواج با پيامبر براى او زده بودند، دفن شد. وفات او به سال پنجاه و يك هجرى بود.
حجرۀ عايشه چسبيده به جنوبِ مسجد، سمت چپِ محراب و منبر قرار داشت، يك درِ آن به خانۀ پيامبر باز مىشد و درِ ديگرى نيز داشت كه پيامبر از آن دَر به مسجد مىرفتند. درهاى آن از چوب عَرعَر يا ساج بود؛ حجرهاى كوچك بود مانند ديگر حجرهها كه از خشت و چوبِ خرما ساخته شده بود و با پوششى از پشم استتار مىشدند.
«عمران ابن انس» در تشريح اين خانهها گويد: چهارتاى آن خانهها از خشت بود كه