806همين نكته، در برخى زيارتنامهها هم مطرح است. به اين فقره توجه كنيد: «خدايا، مرا از كسانى قرار بده كه از زيارت مرقد دوستان و اوليايت، منقلب مىشوند و رستگار و پيروز بر مىگردند و مستوجب بخشش گناهان و پوشاندن خطا مىشوند». 1 براى وجودهاى گريزان از مركزيت توحيد و فطرت و پاكى، نيروهاى جاذبۀ معنوى لازم است، تا اين تعادل و حركت در «خط سير» و شناورى در «فلك فوز و فلاح» را هماهنگ و برقرار سازد.
به قول الكسيس كارل: «...در زندگى دانشمندان و قهرمانان و پاكان، يك ذخيرۀ تمام نشدنى از انرژى معنوى وجود دارد، اين مردان، چون كوههايى در ميان دشت، سر بالا كشيدهاند و به ما نشان مىدهند كه تا كجا مىتوانيم بالا برويم و چقدر هدفى كه طبيعتاً شعور انسانى به آن متمايل است، عالى است. فقط چنين مردانى مىتوانند براى زندگى درونى ما غذاى معنوى مورد نيازش را تهيه كنند». 2 «... از حقيقتهايى كه در انعقاد شخصيت انسان و ساختن آن سخت مؤثر است، توجه انسان است به نمونههاى والاى فكر و اعتماد و اقدام و عظمت و حماسه و جهاد. اگر اين نمونههاى والا در ميان زندگان باشند، چه بهتر، ولى انسان به گونهاى ويژه، به اشخاص تاريخى و گذشتگان اعتقاد دارد و كمالات و عظمتهاى آنان را - تا سر حد اساطير - تقديس مىكند و بزرگ مىدارد. بنابراين، بشر به طور فطرى، از توجه به آثار باقيمانده، ابزار كار، محل سكونت و قبور بزرگان تاريخ و تأمل در احوالات آنان، چيزها مىآموزد و به عظمتها مىرسد». 3
مرحوم نراقى نيز در باب الگوپذيرى از اسوههاى مسلم معنا، جهت برقرارى تعادل روحى در انسان مىنويسد: «نفوس نيرومند قدسى، به خصوص انبيا و ائمه،