807پس از آزادى از قفس تن و صعود به عالم تجرد، در نهايت احاطه و استيلا بر امور جهاناند. امور جهان نزد آنان آشكار است و قدرت تأثيرگذارى در مواد عالم را دارند و هر كس كه به زيارتشان برود، از آن آگاه و بر او شاهدند و اطلاع كامل از زايران مرقدشان و از درخواستها و توسلها و تضرعها و شفاعتطلبىهايشان دارند. پس نسيم لطف اين اوليا بر زايران مىوزد و رشحاتى از فروغ آنان بر زايران مىتابد و در رفع نياز و برآورده شدن حاجتها و رسيدن به مقصودشان و بخشش گناهانشان و رفع گرفتارىهايشان، در پيشگاه خداوند شفاعت مىكنند. اين است رمز اين همه تأكيد در زيارت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ائمۀ اطهار عليهم السلام . علاوه بر اينكه در اين زيارتها، اجابت دعوت ائمه و پيوند با آنان و خشنود كردنشان و تجديد عهد با «ولايت»شان و احياى امرشان و بالا بردن و اعتلاى سخنشان و نابودى و ذلت دشمنانشان نهفته است... و همۀ اينها اجرى بزرگ و پاداشى فراوان دارد...». 1
معنويت در هر عصرى با خصايص آن دوره آفريده شده و متجلى گشته است. هر رهرويى براى ارتقا تا سطح آفرينشگر آن، همواره ناگزير است بخشى از محتوا و روح معانى دورههاى گذشته را از رهگذر زيارت افراد صاحب آن محتوا بازآفرينى كند و علاوه بر آن، به دگرآفرينى ويژۀ عصر خويش نيز بپردازد و معنويت تنها با چنين آفرينشى مداومى است كه امكان تكامل خويش را فراهم مىسازد. معنويت گذشتگان آنگاه كه از نگاه بگذرد، ادراك و احساس مشهود را مىسازد و هنگامى كه بخواهد توسط شاهدان توصيف گردد، به شعر و شور مىزند و چون به گوش شنوندگان رسد، در انديشهها به سان افسانه و اسطوره نشسته و در ايمان و اراده به صورت احكام، محرمات و فرامين بروز يافته و در مواجهۀ با سنت و آداب و رسوم، به چهرۀ شريعت بيرون مىآيد... و زيارت، از اين مقوله است. يعنى اگر انسان برود و ببيند و خود را در فضاهاى خاطرهآميز قرار دهد و در شعاع يك پرتو قرار بگيرد، چه