805در اختيارشان است، ذرهاى ضربه ببيند. آنها به دليل همين خوددوستى سعى دارند هميشه خود را ارتقا دهند و به وضع مطلوبترى برسانند.
و زيارت، تكريم اينگونه ارزشهاست، و احياى قداست منسوب به اولياى خداوند با هدف ارتقاى معنوى است. وقتى در زيارت، انسان ناقص، در برابر انسان كامل قرار مىگيرد و به آن مدل و الگو توجه مىكند، انگيزۀ كماليابى، او را به قرب معنوى به خدا مىكشد و زيارت، مايۀ تقرب مىگردد.
ابوسعيد ابوالخير، از شيخ الرئيس بوعلى سينا، دربارۀ تشرف به زيارت، پرسشى مىكند. ايشان در پاسخ مىگويد: «در اين هنگام (هنگام تشرف به زيارت) اذهان، صفاى زيادترى پيدا كرده، خاطرهها با تمركز شديدترى جلوه نموده و باعث نزديكى به خداوند مىگردد». 1 جلوهاى از فيوضات را در خويش مىيابد و احساس «تصعيد وجودى» مىكند، خود را به خدا نزديكتر مىيابد، دلش شكستهتر مىشود، با فطرتِ خدا آشناى خود، صميمىتر و درگوشىتر به نجوا مىپردازد، و تصميم بر توبهها و انابهها، از رهگذر همين توجهها و تقربها پديد مىآيد. در مسائل اخلاقى و تربيتى، پيوند با نيكان و رابطه با صالحين و آشنايى با خانوادههاى ريشهدار و صاحب كرامت و شرف، سازنده است، به همان شكل كه گسيختگى از تبار پاكان و بريدگى از ريشههاى فرهنگى و اخلاقى، زمينهساز فساد و گناه و بىمبالاتى و عدم تعهد است، زيارت، عاملى در جهت پيوند زدن با صالحان، يا تقويت رابطۀ معنوى با وارستگان است.
مرحوم صاحب جواهر از شهيد، در كتاب دروس نقل مىكند كه ايشان فرموده است:
«از جمله آداب زيارت، اين است كه زاير پس از زيارت، بهتر از قبل از آن باشد». 2 اين تحول و انقلاب روحى و حال زاير، پيش و پس از زيارت، نشانۀ اثرپذيرى از جذبههاى معنوى است كه در مزار يك امام و در كنار مرقد يك پيشواى معصوم وجود دارد.