773اجتماعى آسانتر مىشود. مذهب باعث پديد آمدن روابط نزديك با ديگران شده كه اين خود يكى از همبستههاى احساس ذهنى بهزيستى است. ضمناً با حضور در مكانهاى مذهبى امكان برخوردارى از حمايت عاطفى ديگران نيز فراهم مىشود(9). افزون بر اين حتى برخى معتقدند كه تأثير معمارى مكانهاى مذهبى، بر رفتار و احساسات نبايد ناديده گرفته شود(8). بسيارى از محققين با توجه به فطرى بودن دين و نياز انسان به امنيت، بيان كردهاند كه بدون معنويت انسان به پوچى و درماندگى خواهد رسيد و دچار احساس بىهدفى، عدم عزت نفس و بيگانگى نسبت به خود و اجتماع خواهد شد (10،4،3). برخى نيز فقدان باورهاى دينى را علت بيمارىهاى روانى دانسته و در درمان اختلالات روانى، دين درمانى را توصيه مىكنند(11).
دربارۀ تأثير مذهب بر شاخصهاى سلامت روان، از جمله: رضايت از زندگى، افسردگى، اضطراب، افكار و رفتار خودكشى، سوء مصرف مواد، مصرف الكل، احساس حسادت، مشكلات زناشويى و طلاق، ترس، ناكامى، عصبانيت، پرخاشگرى و خشونت، اعتماد به نفس، بىخوابى و... تحقيقات متعددى در داخل و خارج از كشور انجام شده است (21،20،19،18،17،16،15،14،13،12،9،8،7،3،6، 30،29،28،27،26،25،24،23،22،38،37،36،2،35،34،33،32،31) كه نتايج در برخى موارد تا حدى متفاوت و حتى متناقض هستند؛ ولى غالب آنها بيانگر تأثير مثبت و قابل توجه متغيرهاى مذهبى، همچون نماز، روزه، دعا، شركت در مراسم و تشكلهاى مذهبى، اعتقادات و ارزشهاى دينى، ... بر بهداشت روان مىباشند. در برخى از موارد محققين تأثير مذهب را در ابعاد رفتارى و عقيدتى به طور جداگانه مورد بحث قرار دادهاند كه در ارتباط با ميزان تأثير آنها، تفاوتهايى با جهات متناقض مشاهده مىشود (38،24،39،10). در برخى موارد در بعد رفتارى مذهب به دو گروه رفتارهاى فردى و عمومى پرداخته شده است كه در خصوص ميزان اثربخشى آنها و حتى تفاوت بين آنها تناقضاتى مشهود است (42،38،36،41،40،23).
زيارت، يكى از مناسك دينى به شمار مىرود كه در اسلام از جايگاه ويژه