763مىآورد، حتى اگر به آن اعتقاد نداشته باشد، بعد از مدتى تكرار كردن به آن معتقد مىشود.
در آزمايش ديگر، كوهن 1 (1962)، به نتيجۀ مشابهى دست يافت. او نيز در تحقيق خود نشان داد كه افراد به اظهارات خود اعتقاد پيدا مىكنند. ميشن باوم 2 (1972) محقق ديگرى است كه معتقد است كه اگر فرد، كلمات، جملات و مطالبى را تكرار كند و به محتواى آن توجه نمايد، پس از مدتى به آن كلمات و جملات اعتقاد پيدا خواهد كرد. از سوى ديگر، خُلق و روحيۀ او نيز تحت تأثير آن كلمات و جملات قرار خواهد گرفت.
علاوه بر تحقيقات فوق، بازهم تحقيقات و نظراتى وجود دارد كه نشان مىدهد كه افكار و روحيۀ فرد تحت تأثير كلمات و جملاتى كه به زبان مىآورد قرار مىگيرد.
ولى ما به دليل رعايت اختصار در اين مقاله، فقط به نام آن تحقيقات و نظريات اشاره مىكنيم 3: ( علوى، 1379 به نقل از ورف 4 و لئونتيف. 5 دادستان، 1383 به نقل از ميشن ..باوم. شكركن، 1376 ).
به هر حال با استناد به مجموعۀ تحقيقات و نظرات فوق نتيجه مىگيريم كه فرد، تدريجاً به آنچه كه به زبان مىآورد، اعتقاد پيدا مىكند. يعنى فكر افراد، خود را با آنچه به زبان آورده است همانند مىنمايد. به همين دليل است كه تحقيقات و نظرات فوق نشان مىدهد كه كلام به فكر شكل مىدهد. اگر اين كلمات و خودگويىها، كلمات و خود گويىهاى منفى باشد، فكر و خُلق فرد نيز به تدريج منفى خواهد شد، و اگر مثبت باشد، فكر و خُلق فرد مثبت مىشود.
نكتۀ مورد نظر ما در اين بخش از مقاله اين است: حال كه كلام و خودگويىهاى ما